اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا

شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی

16106
جلسات
نسخه عربی

عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا

16
  • آن دیگری می‌آید و می‌گوید که: «آقا مثل اینکه شما سجدۀ طویل می‌کنی؟ مثل اینکه شما صوفی شده‌ای؟ با صوفی‌ها نشسته‌ای؟ آن کسانی که سجدۀ طویل می‌کنند صوفی‌ها هستند، این کار چیست؟!» آدم اگر به حرف او برود، تمام شده. سجدۀ طویل کجا از آنِ صوفی‌هاست؟! اگر این صوفی‌هایی که خلاف ممشی و طریقند، از این سجده‌های طویل داشتند که خوشا به حالشان.

  • سجدۀ طویل از آنِ حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام است، سجدۀ طویل از آنِ حضرت سجّاد علیه السّلام است، سجدۀ طویل از آنِ حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام است؛ آن حالات و آن نمازها و آن غرق شدن‌ها مگر افسانه است و این صوفی‌ها برای ما آورده‌اند؟!

  • پس هرکسی که بخواهد به حقّ متحقّق بشود و یک خُرده خودش را پاک کند، یک خُرده خودش را درست کند، یک خرده به فکر خودش بیاید و یک خرده خودش را به این بزرگواران نزدیک کند، زود می‌آیند به او برچسب می‌زنند و بدبختِ بیچاره را ساقطش می‌کنند؛ می‌گویند: «این آقا دارد جانماز آب می‌کشد و این آقا صوفی است، سجدۀ طویل می‌کند و ذکر می‌گوید و کم صحبت می‌کند و خودش را گرفته است، چرا این چنین شده؟»

  • بابا! آخر تو که از درد این خبر نداری، و نمی‌دانی در دلش چه خبر هست! خب تو مشغول کار خودت هستی، به این همه گرفتاری‌هایی که برای خودت ایجاد کردی و از صبح تا به غروب هم زحمت می‌کشی و به قول جناب‌عالی مثلاً یک مداد یا یک قلمی را که از آنِ بیت‌المال است می‌گذارد در جیبش و می‌برد خانه‌اش، دلش هم خوش است. آیا مقصد این است و دیگر همه هیچ؟ آری، تمام کارها و تعیّنات دنیوی از این تجاوز نمی‌کند.

  • خدایی بودن درد سالک 

  • من دردی دارم و آن درد خداست و تا به او نرسم آرام ندارم، شما از درد آتش دل من که خبر نداری! و الاّ اگر خبر داشتی مثل من ساکت بودی، من که نمی‌خواهم تصنّعی خودم را ساکت کنم، ولی آن غم و غصّه و آن حزنی که در دل من است، آن جرقّه‌ای که افروخته شده و وجود مرا آتش زده، آن دیگر نمی‌گذارد که بتوانم در این مجالس عادی شما بیایم، با شما هم‌بحث بشوم، کِرکِر کنم، قهقهه بزنم، شوخی کنم، مزاح کنم، از این غیبت کنم، از آن غیبت کنم، به این بد بگویم، به او خوب کنم، تعریف و تمجید و تکذیب بیجا کنم، من دیگر نمی‌توانم این کارها را بکنم، حالا هرچه هم می‌خواهید بگویید.