
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این جلسه به شرح این موضوع میپردازد که چگونه پیمودن راه خدا از طرفی آسان و از طرفی بسیار دشوار است. ایشان با تأکید بر همت بلند، اخلاص در عمل، صبر و استقامت و واگذاری اختیار به خداوند، مسیر عرفان حقیقی را تبیین میکند. حضرت علامه با ذکر مثالهایی از زندگی بزرگانی همچون مرحوم قاضی، وعلامه طباطبایی، لزوم گذر از هرگونه تعلّقات دنیوی، کرامات و حتی مقامات اخروی را برای رسیدن به خداوند گوشزد میکند. علامه طهرانی در پایان، با استناد به داستان سیمرغ در منطقالطیر عطار، به توضیح حدیث شریف «من عرف نفسه فقد عرف ربه» پرداخته و نشان میدهد که راه خداشناسی از خودشناسی میگذرد.
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
11کیفیّت تعامل سالک با آداب و رسوم عالم کثرت
انسان در عرف و عادت و رسومات، نه خیلی باید بالا برود که غلوّ بشود، نه آنقدر خود را پایین بیاورد که انگشتنمای مردم بشود؛ که بگویند: ای آقا، این زاهد را نگاه کن! انسان باید زبان مردم را ببندد و کار خودش را بکند، لذا این هم برای انسان ضرر ندارد که خانهای داشته باشد، مسکنی داشته باشد برای رفع احتیاج خود و عیالاتش و از دغدغۀ اجارهنشینی خلاص شود و فکرش راحت باشد، اینها همهاش در حساب خداست و در حساب نفس و شیطان نیست.
امّا اگر نه، انسان یک گلیم داشته باشد، آنوقت برای این حساب قائل بشود؛ امر خدا میآید: بده! انسان هم نمیتواند بدهد؛ میگوید: اینجایش را اینطور کن! انسان نمیکند؛ مثلاً درویشی است که به آن تبرزینش یا به آن کشکولش علاقه دارد، این حجابِ بین او و خداست؛ همین کشکولش و همین تبرزینش حجاب است، ولی یکی نه، فرض کنید که در باغ هم نشسته، کنار جوی آب هم نشسته ولیکن اصلاً حساب با این حرفها ندارد، همهاش غرق عالم نور است و انوار.
توهّم و تخیّل نبودن مسألۀ عرفان
مسألۀ عرفان، مسألۀ دقیق و لطیف و ظریف و حساب شدهای است و بر اساس توهّم و تخیّل و ساختگی و تصنّع نیست، یک مسألهای است متحقّق به حقّ، چون حرکت به سوی حقّ است، لذا انسان را از هرچه در او شائبۀ موهومات و خرافات و اضافات و تقیّدات و تعیّنات پست است، خارج میکند و تمام این افکار و تخیّلات کوچک و دَنِیّ را میسوزاند و حرکت میکند در یک عالم عالی، در یک فکر عالی، در یک نیّت عالی و در یک صراط عالی، این از آنِ عرفان است.
پس انسان در این مسأله خوب باید دقّت داشته باشد که اطاعت برای خداست، در رختخواب به سجده برود و بگوید: «الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی أَحیانی بَعدَ ما أَماتَنی و إلَیهِ النُّشور»،1 «شکر از آنِ خدایی است که بعد از اینکه مرا میرانده بود، زنده کرد و الآن به سوی او حرکت میکنم، که نشور به سوی خداست.»
- الکافی، ج ٢، ص ٥٣٩.
