
لزوم اسوه قرار دادن رسول الله و احیای سنتهای اسلامی
تبیین توطئههای استعمار برای نابودی اسلام از طریق تضعیف حوزههای علمیه
بررسی توطئههای تاریخی استعمار برای از بین بردن اسلام و قرآن و لزوم اسوه قراردادن پیامبر، با محوریت آیۀ شریفۀ{لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَة}، موضوع چهارمین سخنرانی از مجموعۀ «سالک آگاه» است که درنیمۀ شعبان سال 1414 هـ ق، در شهر مشهد مقدس توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) ايراد شده است. حضرت استاد میفرمایند که دشمنان اسلام، پس از شکست در جنگهای صلیبی، به این نتیجه رسیدند که برای نابودی مسلمانان باید قرآن را از میان آنها بردارند. این هدف از طریق ترویج ملیگرایی (پانعربیسم و پانایرانیسم)، تضعیف فرهنگی و سیاسی کشورهای اسلامی و ایجاد حکومتهای دستنشانده دنبال شد. تأسیس دانشگاههای ظاهراً اسلامی اما سکولار، مانند جامعة الأزهر در مصر به منظو از بین بردن عمق علمی حوزههای علمیه به عنوان مرکز ترویج اسلام، بخشی از این توطئه بود.سخنران در پایان بر لزوم حفظ اصالت حوزه، لباس روحانیت، و تبعیت محض از سنت پیامبر به عنوان تنها راه مقابله با این تهاجم فرهنگی تأکید میکند.
لزوم اسوه قرار دادن رسول الله و احیای سنتهای اسلامی
2أَعوذُ بِاللَه مِن الشَّیطان الرَّجیم
بِسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
و صَلَّی اللَه علَی مُحمَّدٍ و آلِهِ الطّاهِرین
و لَعنَةُ اللَه علَی أَعدائِهِم أَجمَعین
مِنَ الآن إلی یومِ الدّین
لزوم تبعیّت از سنّت رسول خدا در تمام شئون ظاهری و باطنی
در قرآن آیهای داریم:
﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَهَ كَثِيرٗا﴾.1
«رسول اللَه برای شما اُسوۀ نیکویی است؛ آنکسانیکه ایمان به خدا دارند و زیاد ذکر خدا را میگویند، و مقصد و مقصود و ایمان أبدی دارند، اینها رسول خدا را اُسوه قرار دهند. در هر شأنی از شئون ظاهری و باطنی، غذا و لباس و کسب و کار و... باید به دنبال او رفت!»2
توطئۀ دشمنان اسلام بعد از سقوط عثمانی
مسلمانها تا قبل از انقراض حکومت بنیالعبّاس به دست هلاکوخان، دارای تشکّل بودند و حکومت اسلامی بود و دارای وحدت کلمه بود، گرچه حکّام جائر بودند؛ ولی چون اساس اسلام بود، قُضات در شهرها و بلاد منصوب میشدند. آن تشکّل از بین رفت؛ یعنی گرچه حکومت، حکومتِ جائر و ظالم بود، لیکن از بین رفتن آن برای مسلمین ضرر داشت و ضررش آن بود که وحدت از بین رفت. و این در نیمههای قرن هفتم بود.
این اختلاف که پیش آمد، دشمنان اسلام مُنتهز فرصت بودند؛ ولی نمیتوانستند با حکومت مرکزی که شرق و غرب را گرفته بود، [مقابله کنند]. و این همان حکومت عثمانی بود که در قسطنطنیّه مرکزیّت داشت، و جلوی مسیحیّت را میگرفت و خوب هم میگرفت.
[بعداً] به واسطۀ ضعف دُوَل اسلامی، جنگهای صلیبی را شروع کردند، و خیلی هم ضرر زدند.3 ولی بالأخره فتح با مسلمانها بود؛ امّا آنها کتب و اطّلاعات را که در دست مسلمانها بود بردند و مطالعه کردند، و آن کینهای را که در جنگهای صلیبی از مسلمین داشتند به ظهور رساندند، و به واسطۀ صلاحالدّین أیّوبی ـ که یک مغرض بود ـ در یک روز در شهر حلب هفتاد هزار شیعه را کشتند!4 نصاریٰ و سربازانشان که برای شهادت آمده بودند، شکست خوردند؛ امّا بر اثر آن کینهای که در دل گرفتند، کنار نشستند و با مطالعۀ در زمینشناسی، ستارهشناسی، طب و... اطّلاعات اسلامی را کسب کردند، کتابهای علما را دزدیدند و بردند و خواندند تا اینکه بتوانند کیان اسلام را از بین برده و آن را ریشهکن کنند!
- ١. سوره أحزاب (٣٣) آیه ٢١.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ٩، ص ٢٧٧ ـ ٢٨٥.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١١٤.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١٨، ص ٤٠٣ ـ ٣٠٧.
