انهدام ارزشهاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت
13نشاند، و چه کرد و چه کرد. چرا؟ برای اینکه حملۀ عرب توأم با خویِ تفاخرجویِ آنهاست ولی در لباس مذهب و دیانت؛ لذا آمد و به عنوان مذهب و دیانت ریشه گرفت بهطوریکه نتوانستند این را برگردانند. حملۀ اسکندر از بین رفت، مغولها چند سالی بیشتر نبودند و بلکه خودشان هم برگشتند و مسلمان شدند؛ امّا این حملۀ عرب که توأم با دیانت بود، ماند.
یگانه کسی که با این حمله مبارزه کرد، فردوسی است که سی سال زحمت کشید و شاهنامه ساخت و در این شاهنامه گفت: «ای مردم! شما اصل و ریشه دارید، شما ملیّت دارید، شما رستم و زال و افراسیاب و کیخسرو و... دارید!» و این خدمتی که فردوسی به ملیّت ایران کرد، ابداً کسی نکرد! و همه باید متوجّه این مسئله باشند.
میدانید علی دشتی کیست؟ من به شما معرّفی کنم؟ علی دشتی کسی نیست که من معرّفیاش کنم، علی دشتی همان کسی است که با علینقی منزوی، پسر حاج شیخ آغابزرگ طهرانی، دو نفری کتاب بیست و سه ساله را بر علیه پیغمبر نوشتند، و پیغمبر را در این بیست و سه سال، مسخره و هزل و خائن دانستند! کتاب بیست وسه ساله را علی دشتی و ایشان، دو نفری با هم نوشتند؛ و سند هم بر این جهت هست، سندهای چاپ شده هم هست.1
علی دشتی نور چشم انگلستان بود! حالا میبینیم که همان حرف علی دشتی، الآن هم هست! فردوسی را بالا ببریم! و این چنین است و آن چنان است!
ملیّت ایرانی و عرب و عجم در منطق قرآن معنی ندارد
اگر شما زبان و ملیّت قرآن را میخواهید، مگر قرآن نمیگوید:
﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَهِ أَتۡقَىٰكُمۡ إِنَّ ٱللَهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ﴾.2 پس ایرانی، عرب، عجم، سفید، سیاه، این حرفها در منطق قرآن معنا ندارد! چرا شما وقتی به این آیات میرسید، شروع میکنید به خطابه؛ امّا آنجا که میرسید، میگویید ملیّت و فردوسی و امثال اینها...؟!
- رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ١٥١.
- سوره حجرات (٤٩) آیه ١٣. نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٧٥:
«ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و به دستجات و قبایل مختلف منقسم کردیم تا در اثر این اختلاف شناخته شوید؛ تحقیقاً گرامیترین شما نزد خداوند کسی است که تقوایش افزون باشد.»

