اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انهدام ارزش‏هاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت

17774
سالک آگاه
جلسات
نسخه عربی

انهدام ارزش‏هاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت

17
  • عدم بقاء حکم مجتهد میّت

  • آیا به مرجع تقلید گذشته، عنوان عصمت داده‌اید تا اینکه ابدیّت داشته باشد؟ یا در مکتب شیعه هر مجتهدی هر فتوایی داشته باشد، برای خودش محترم است، ولی به مجرّد موت از اعتبار ساقط می‌شود؟ آیا شما در این امور به آیة اللَه دیگری که مرجع تقلید شماست، مراجعه کردید و پرسیدید نظر شما در آن فتوا چیست؟ یا نه، به همان مسئلۀ اوّل دارید عمل می‌کنید؟!

  • این خلاف مکتب است! مکتب امام زمان که این نیست؛ مکتب امام زمان می‌گوید که علاّمۀ حلّی، شیخ طوسی و هرکسی به مجرّد اینکه از دنیا رفت، اعتبار کلامش ساقط می‌شود؛ آن بقاء فقط برای عصمت است که رسول خدا فرمود: «إنّی تارِکٌ فیکمُ الثَّقَلین»، آن دوازده امام‌اند که از جهت قدرت و حقّانیّت، عِدلِ قرآن هستند.1 غیر از آنها کسی عصمت ندارد، پس کلامش نمی‌تواند حجّیت داشته باشد؛ بنابراین انسان حتماً باید به اهل علمِ آن وقت مراجعه کند و فتوایش را بپرسد.2

  • این حقیقتِ مکتبی است که انسان باید از آن تبعیّت کند؛ اگر خلاف کنیم سرمان کلاه رفته است!

  • شریعتی: «همانند انقلاب پروتستان باید انقلابی در اسلام بشود!»

  • آن‌وقت بعداً می‌آیند و می‌گویند یک انقلاب دیگر...! همان‌طوری‌که دکتر شریعتی گفته بود:

  • ما تا کی عقب بمانیم؟ و همان‌طور که در رنسانس فرانسه آمدند و چنین و چنان کردند، و بالأخره با یک انقلابی، مذهب پروتستان را در مقابل کاتولیک‌ها آوردند، و مسیحی‌ها را از آن خشکی و جُمود راحت کردند؛ ما هم در اسلام باید یک‌چنین رنسانسی داشته باشیم و کاتولیک را از بین ببریم. این تحجّرها، این رمضان‌ها، این محرّم‌ها، این عزاداری‌ها، این حسین گفتن‌ها، اینها همه جمود است؛ یک رنسانسی می‌کنیم که نه رمضانی، نه محرّمی، نه فلانی... !3

  • کلام خیلی خوشگل و عامّه پسند و قابل فهم جوان‌ها است؛ ولی همۀ اینها خلاف است!4 اگر می‌خواهید ما را به اینجاها سوق بدهید، ﴿مَّا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ﴾؛5 و اگر می‌خواهید ما را به اسلام سوق بدهید، که اسلام چیز دیگری است.

    1. جهت اطّلاع بر شرح و تفسیر حدیث ثقلین رجوع شود به امام شناسی، ج ١٣، ص ١٩٥ ـ ٣٠٣.
    2. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به رسالۀ اجتهاد و تقلید، ص ٢٩٥ ـ ٣١٨؛ امام شناسی، ج ١٨، ص ٢١٩.
    3. رجوع شود به مجموعه آثار دکتر شریعتی، ج ٢٠، ص ٣٢٨؛ ج ٢٦، ص ٣٦٤.
    4. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ١٤٧.
    5. سوره مؤمنون (٢٣) آیه ٢٤.