انهدام ارزشهاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت
18نباید فریب خندۀ دشمن را خورد
آخر اگر شما میخواهید از ملّیت و از واقعیّت ملّی خود تبعیّت کنید، چرا حرف آن داراب بزرگ را گوش نمیکنید که گفت:
آقاجان! دشمن که به شما میخندد، عیناً مانند آن برگِ سبزِ درخت حنظل است که طراوت دارد ولی حنظل است و اگر آن را بخوری، تو را میکُشد؛ خندۀ دشمن، معاهدۀ دشمن، و راه دادن دشمن به شما اینطوری است!1
امروز ما باید متوجّه باشیم که دشمن از هر طرف دارد به ما حمله میکند! ما نباید اصول مسلّمۀ خودمان را از دست بدهیم، أیًّا ما کان! اگر ما اینطور باشیم، شیعه و دنبال امیرالمؤمنین و دارای مکتب هستیم، و ما امام زمانی هستیم و آن حضرت از ما راضی و خشنود است؛ و الاّ نه!
ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی *** کاین ره که تو میروی به ترکستان است2 خب، این صحبتها برای آقایانی بود که بایستی عمامه بگذارند! برای ما که تمام شد؛ ما ریشهایمان سفید شد و از بین رفتیم و فاتحۀمان هم خوانده شده است!
مرحوم حاج هادی ابهریِ ما ـ خدا رحمتش کند ـ وقتی که در مجلس مینشست، مجلس گرم بود، آخرِ مجلس میگفت: یک فاتحه هم برای من بخوانید! میگفتند: آقا شما که زنده هستید! میگفت: نه واللَه! ما زندهها بیشتر به فاتحه محتاجیم! ما زندهها!
حالا دیگر مسئله خیلی مشکل است که انسان بتواند مسلمان و مؤمن باشد، و تعدّی و تجاوز نکند، و شورش و انقلاب نکند، و آرام باشد و وظیفهاش را انجام بدهد؛ این مسئلۀ خیلی مهم است.
اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
- روضة الأنوار عبّاسی، ص ٥٥٣.
- کلیات سعدی، گلستان.

