اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انهدام ارزش‏های اسلامی تحت عنوان تمدن و پیشرفت

نقشۀ استعمار برای نابودی اسلام از طریق تهاجم فرهنگی و تضعیف حوزه‌های علمیه

0
سالک آگاه
جلسات

بررسی و نقد تهاجم فرهنگی استعمار، موضوع پنجمین جلسه از مجموعۀ «سالک آگاه» است که در پانزدهم شعبان سال 1415 هـ.ق، در شهر مشهد مقدس توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) ايراد شده است. ایشان می‌فرمایند که دشمنان پس از شکست‌های نظامی، از بین بردن قرآن و فرهنگ اسلامی را تنها راه غلبه برمسلمانان یافتند. حضرت استاد ترویج ملی‌گرایی برای شکستن وحدت اسلامی، تغییر فرهنگ و سنت‌ها مانند جایگزین کردن تقویم شمسی به جای تقویم قمری و تغییر واژگان عربی با معادل‌های فارسی، تضعیف حوزه‌های علمیه با تأسیس دانشگاه‌های به ظاهر دینی اما سکولار و تربیت روحانیون درباری؛ و کنترل جمعیت در کشورهای اسلامی را، به عنوان مهمترین روش‌های استعمار برمی‌شمارد. حضرت علامه در پایان طلاب علوم دینی را به عنوان پاسداران حقیقی اسلام مورد خطاب قرار داده و بر لزوم حفظ اصالت حوزه، تبعیت کامل از سنت پیامبر (ص) و هوشیاری در برابر این توطئه‌های نرم تأکید می‌کنند.

انهدام ارزش‏های اسلامی تحت عنوان تمدن و پیشرفت

4
  • عدم ترس استعمار از دُوَل اسلامی غیر شیعه

  • ولی سایر فِرَق اسلام، حق نمی‌گویند؛ هر کسی که بیاید و زمامداری کند، او را اُولی‌الأمر و واجب‌الطّاعة می‌دانند!1 و در فتوای فقهایشان هم هست:

  • شما نمی‌توانید مخالفت کنید و به آنها ایراد کنید، گناهشان مال خودشان است و ثواب اطاعتی که شما از آنها می‌کنید، مال شما است.2

  • و لذا اصلاً دُوَل کفر و استعمار نسبت به آن دُوَل اسلامیِ غیر شیعه ترس و باکی ندارند؛ یک حاکم از خودشان بر سر آنها می‌گمارند و تمام سرمایه‌های آنها را می‌برند؛ چون موافق مرام و مسلک خود آنها است.

  • آنها از شیعه ترس دارند که می‌گوید: حق! و این حق، مسئلۀ خیلی مهمّی است که هر وقت مطلبی را ببینند که با آن حق معارضه دارد، در صدد قیام و اقدام برمی‌آیند؛ و کار آن دول استعماری هم که جز خیانت چیزی نیست، آنها که نمی‌آیند خودشان را متحقّق به حق کنند، نمی‌آیند در برابر حقّ تسلیم باشند، نمی‌آیند خضوع و خشوع پیدا کنند، نمی‌آیند سلامت نفس پیدا کنند تا با اینها بتوانند بسازند.

  • بنابراین، دُوَل شیعه اصلاً نمی‌توانند با آنها آشتی کنند؛ چون اینها حق‌اند و آنها باطل. بنابراین آنها دست از شیطنت خود برنمی‌دارند أیًّا ما کان3؛ در اینجا شیعه هم باید بیدار باشد و دست از حقّش برندارد أیًّا ما کان. و الاّ اگر بنا بشود هر روز رنگی از مذهب خود را ببازد و تسلیم آنها بشود، و آنها هم قدم به قدم بیایند جلو؛ دیگر برای اسلام و برای قرآن و برای تشیّع، هیچ نمی‌ماند، نه تنها رسم و واقعیّت، بلکه اسم هم نمی‌ماند، حقیقتی هم نمی‌ماند؛ و این خلاف نظر امام زمان است!

  • کنار زدن امام زمان، با اعمال خودمان 

  • آن امام زمانی که ما معتقدیم و همه معتقدند و در دعاها برای تعجیل آن حضرت دعا می‌کنند، آن امامِ زمانی است که متحقّقِ به حق است. اگر الآن ما متحقّق به حقّ باشیم، واللَه همین الآن ظهور می‌کند؛ ولی ما با این اعمال خودمان او را کنار می‌زنیم و از صحنه خارج می‌کنیم، و اگر هم ظهور کند هزار ایراد بر کارهای او می‌گیریم و او را شخص لایق حکومت و زمامداری نمی‌دانیم! و او را با فرمول‌های اصولی و اجتهادی در برابر احکام غیبیّۀ او، محکوم می‌کنیم! چون زمینۀ کلّی برای ظهور او آماده نیست، و ما او را نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم؛ او هم با التماس ما ظهور نمی‌کند و دنبال ما نمی‌گردد. بدانید که او عزیز است به عزّت خدائی:

    1. رجوع شود به امام شناسی، ج ٢، ص ١٢٨.
    2. السنن الکبری، بیهقی، ج ٨، ص ١٥٩؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج ٢٠، ص ٢٧٨.
    3. یعنی: به هر شکلی که باشد. (محقّق)