اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیه‏‌السلام

17243
سالک آگاه
جلسات
نسخه عربی

عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیه‏‌السلام

15
  • مسلمانان گفتند: بایستی حدّ بر او جاری کنی! أبوبکر حد جاری نکرد و گفت:

  • من شمشیری را که شمشیر خداست و خدا از غلاف بیرون آورده، در غلاف نمی‌کنم!1

  • این جهاد است؟! این به اسلام دعوت کردن است؟! مرد مسلمان را کشتن و شب با زن او زنا کردن ـ چون زن جمیله‌ای بود ـ به عنوان جهاد است؟!

  • نه آقاجان! جهاد حیّ علیٰ خیر العمل است. آن روش، روش امیرالمؤمنین است که مردی در جنگ صفّین آمد تا مسئله‌ای بپرسد، ابن‌عبّاس سرش فریاد زد که: «الآن موقع مسئلۀ نماز پرسیدن است؟!» امیرالمؤمنین گفت:

  • ویحَک یابن‌العبّاس! چرا داد و بیداد می‌کنی؟! ما برای چه داریم جنگ می‌کنیم؟ ما برای آدم‌کشی یا مال مردم خوردن یا بردن ناموس که جنگ نمی‌کنیم، ما جنگ می‌کنیم که مردم را نماز خوان کنیم! این دارد مسئلۀ نماز می‌پرسد!2 جنگ پیغمبر بر اساس نماز بود، جنگ امیرالمؤمنین بر اساس نماز بود، هر دو جنگشان بر اساس نماز بود.3

  • بیعت گرفتن رسول خدا از حاضرین در غدیر خم جهت ولایت امیرالمؤمنین علیهما الصّلاة و السّلام

  • پیغمبر در این عید امیرالمؤمنین را به همه معرّفی کرد که:

  • مَن کُنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه!

  • و دعا کرد:

  • اللَهمّ انصُر مَن نَصَرَه و اخذُل مَن خَذَلَه، اللَهمّ أیِّد مَن أیَّده! (ـ تا آخر دعا)

  • «خدایا هر کسی که او را یاری می‌کند یاری کن، و هر کسی که او را مخذول و خوار می‌دارد او را هم تو مخذول و خوار بدار!»

  • همۀ مردها هم بیعت کردند، مردها می‌آمدند و با امیرالمؤمنین به عنوان بیعت دست می‌دادند، کف دست راست خود را در کف دست راست امیرالمؤمنین می‌گذاشتند. نه دو دستی، دو دستی مصافحه نیست.

  • تا اینکه زن‌ها هم آمدند و بیعت کردند، خیمه‌ای تهیّه کردند و پیغمبر دستور داد یک طشت آبی آنجا گذاشتند و امیرالمؤمنین علیه السّلام دست خود را در آن طشت آب فرو بردند و بیرون آوردند و ‌رفتند، زن‌ها بعد آمدند در آن خیمه و دست خود را در آن طشت آب فرو می‌بردند و بیرون می‌آوردند و می‌رفتند؛ این علامت بیعت زن‌ها بود، چون زن نامحرم به مرد نامحرم دست نمی‌دهد. و همه بیعت کردند.

    1. تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٥٠٣. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ٢، ص ٦٠ ـ ٦٦.
    2. الخصال، ج ١، ص ٢: «إنّ أعرابیًّا قامَ یومَ الجمل... فقال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: ”دعوه، فإنّ الّذی یریده الأعرابیّ هو الّذی نُریده من القوم“؛ در روز جنگ جمل عرب بادیه نشینی برخاست و به امیرالمؤمنین گفت: تو می‌گویی خدا واحد است، مردم به او هجوم آوردند و گفتند الآن وقت سؤال پرسیدن است؟! نمی‌بینی خاطر امیرالمؤمنین مشغول است؟ امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: ”رهایش کنید، آنچه اعرابی می‌خواهد همان است که ما از این گروه می‌خواهیم...“»؛
      إرشاد القلوب، ج ٢، ص ٢١٧: «کان علیه السّلام یومًا فی حرب صفین... فقال علیه السّلام: ”إنما نُقاتلهم علی الصلاة“؛ آن حضرت روزی در جنگ صفین مشغول جنگ بود و آتش نبرد زبانه می‌کشید، در بین دو سپاه به خورشید نگاه می‌کرد و منتظر وقت نماز ظهر بود، ابن‌عبّاس به حضرت عرض کرد: ای امیرالمؤمنین این چه کاری است؟
      حضرت فرمودند: ”نگاه می‌کنم که اگر زوال خورشید شده نماز بخوانیم.“
      ابن‌عبّاس گفت: آیا الآن وقت نماز است درحالی‌که سخت مشغول جنگ هستیم؟ 
      حضرت فرمودند: ”ما برای چه با اینها می‌جنگیم؟ ما فقط برای نماز با اینها می‌جنگیم“»؛
      جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١٢، ص ٣٦٩. (محقّق)
    3. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٣، ص ١٣٣.