عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
19میگویند: ﴿يَرۡفَعِ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ﴾، کسانی که ایمان آوردند و شبها مناجات میکنند و از آنجا علم میگیرند؛ آن هم یک علم است دیگر.
یا افرادی که میروند زحمت میکشند و درس میخوانند، خون دل میخورند، آیۀ قرآن را میخوانند، تفسیر میفهمند، حدیث میفهمند، خودشان عمل میکنند و به دیگران میرسانند، دیگران را هم زنده میکنند، این هم یک علم است. لذا هر دو را گفته: هم ایمان که همان اتّصال و یقین با واقع است، و هم علم. علم به هر درجه و به هر مقدارش علم است!
میگویند: ما علم ظاهر نمیخوانیم، علمِ باطن [کافی است]؛ اینها حرف است. ما علم باطن میخوانیم، علم ظاهر به درد نمیخورد؛ اینها همه حرف است. اگر ما سواد نداشتیم و نمیتوانستیم قرآن بخوانیم، ما نمیتوانستیم قرآن را بفهمیم، نمیتوانستیم خبر را بفهمیم، نمیتوانستیم فرمایش امیرالمؤمنین را بفهمیم، نمیتوانستیم «ألَستُ أولیٰ بکُم» را بفهمیم؛ پس علم خیلی شرافت دارد و باید رفت و باید زحمت کشید.
علاّمه طهرانی: یکی از علائم صحّت صراط ما میل دوستان ما به علم است
و خوشبختانه از علائم صحّت صراط ما این است که رفقا و دوستان ما خودشان به علم میل پیدا میکنند، نه اینکه متنفّر بشوند.
یک وقت بنده از قم میآمدم، صبح زود بود، ظاهراً ساعت شش بود؛ آقا سیّد محمّدصادق و آقا سیّد محسن، با آقای ... هم بدرقۀ ما آمده بودند تا دم گاراژ؛ نمیدانم صحبت چه شد؟ ظاهراً راجع به آقا سیّد ... بود. آن روز من به آقا سیّد محسن گفتم: این علامت صحّت طریق ما است که رفقای ما به علم میل میکنند! نه اینکه ما رفقای خود را دعوت کنیم به عمّامهگذاری و علم، آنها خودشان میل میکنند.
این آقا سیّد ... اینقدر آمده اصرار میکند که:
آقا! من میخواهم طلبه بشوم، من میخواهم درس بخوانم، شما پدرم را راضی کنید که من را قم بفرستند، مادرم را راضی کنید تا در فراق ما صبر کنند!
ما به ایشان امری نکردیم، نهیی نکردیم.

