عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
21یک روز رفته بودم پیش یکی از ارحاممان، ایشان هم از عالمی صحبت کرد و گفت: واقعاً اینها اصلاً میتوانند خوب درس بفهمند؟! واقعاً شوق دارند؟! شما اصرارشان نکن!
نخواستم به ایشان بگویم که: آقاجان! ما اینها را کاری نکردیم، ما علم غیب به خرج ندادیم، ما سِحر نکردیم، ما جادو نکردیم؛ ما گفتیم: خدا! اینها هم گفتند: خدا! شما خدا را به ما یاد دادید، آخر چه کنیم؟! آخر شما به ما اینطور گفتید، ما هم گفتیم! آخر شما به ما یاد دادید و ما هم آن را میگوییم، چرا ناراحت میشوید! چه کارش کنیم، ولش میکردیم؟!
عمویم گفت: خدا شاهد است که راست میگویید.
خدا إنشاءاللَه عاقبتشان را به خیر کند. الآن هر وقت آقایان را میبینند، میگویند: من خیلی شما را دعا میکنم و واقعاً دعا میکنم، و نور چشم ما هستید و چه و چه... .
بین کسب علم با دیگر کارها فرق است از زمین تا آسمان
[رفقای اهل علم ما] مدام ضمیمه میشوند، مدام زیاد میشوند، خودشان هم میآیند؛ چرا؟ برای اینکه درک کردند که آقاجان، حالا انسان عمرش را بگذارد و برود دنبال دکّان، پنج کیلو زردچوبه بکشد و یک بیجک و فاکتور بنویسد، یک ساعت دیگر سهچارک ماست بکشد، مغازهای است از باباجانش یا از پدرجانش که به او ارث رسیده و آن را خوب حفظ کند، و ترازو و دکّان و... تا آن عمر تمام شود، چه دستش میآید؟ آن کار هم خوب است و کسبِ حلال هم هست، حرفی نیست؛ امّا آن با علم، زمین تا آسمان فرق دارد آقا! فرق دارد یا ندارد؟!
حالا شما بیا و این فکر را مشغول کن در قرآن، در اصول کافی، در وافی مرحوم فیض، در جواهر مرحوم شیخ محمّدحسن، در مبسوط شیخ، در نهایه و تهذیب و استبصار شیخ، در من لایحضره الفقیه شیخ صدوق، در فقه؛ آن بهتر است یا اینها؟! هم خودت زنده شدی، هم دیگران زنده شدند. آنوقت اگر اینطور شد، آیۀ قرآن فوراً پشتبندش میآید:

