عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
22﴿يَرۡفَعِ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾،1
﴿شَهِدَ ٱللَهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِ﴾.2
«خدا شهادت میدهد که خودش یکی است، ملائکه هم شهادت میدهند و صاحبان علم هم شهادت میدهند که خدا یکی است، (دیگران نمیتوانند شهادت بدهند.)»
مراسم عمامهگذاری یکی از رفقا و چگونگی میل او به معارف اسلامی
آقای حاج سیّد ... از رفقای عزیز و از گُل بهتر ما و از برادران همدانی ما هستند، که ایشان در همدان به کسب مشغول بودند، و در دوران کسب هم به علم مشغول بودند و درس هم میخواندند، روزی یکی دو درس، مباحثهای هم داشتند؛ ایشان مدّتی است، الآن شاید مدّت دو سال است که به من میگویند: من میخواهم طلبه بشوم و درس بخوانم، عشق درس دارم.
گفتیم: آقاجان! درس خواندن کار آسانی نیست، مشکل است و زحمت دارد.
گفتند: خدا حافظ شما! و رفتند همدان.
دو مرتبه آمدند و گفتند: آقا میخواهم درس بخوانم، عشقم زیاد است.
گفتیم: آقاجان، آخر درس خواندن کار آسانی نیست! ما در تله افتادیم که اینجا گیر کردیم؛ امّا شما که نیفتادید، جلوی راهت را نگاه کن! آن بچّههای معصوم! ما دیگر هیچّی؛ امّا شما که بحمد اللَه تاجرید! (چون حاج سیّد ... از تجّار محترم همدان و دارای کسب و کار و خانه و بچّه و زندگی و اینها است.)
گفت: آقا عشق دارم، دوست دارم.
گفتیم: درس مشکلات دارد، ناراحتی دارد، مطالعه دارد، مباحثه دارد، بیخوابی دارد، گرسنگی دارد، دربهدری دارد؛ طلبگی کار آسانی نیست! خدا بزرگ است.
حالا من نمیدانم واقعاً این هست که میگویند: بعضی با دست جلو میکشند و با پا عقب میدهند، اصلاً نمیدانم ما اینطور کردیم که ایشان حرصش بیشتر بشود یا نه؟ خلاصه یک کاری میکند باید جلو بیاید.
خلاصه ایشان دست برنداشت، تا اینکه بحمد اللَه در همدان تا شرح لمعه و رسائل و مقداری از مکاسب را خواندند و مباحثه میکردند، تا اینکه یکسره عازم قم شدند که میرویم قم و درس میخوانیم. تجارتخانه و همه دفاتر را بوسیدند و تحویل آقای والد دادند، و خانۀشان را هم به قم منتقل کردند، با عیال و چند تا بچّه حرکت کردند، دو تا اطاق در قم اجاره کردند، و یک قفسۀ کتابی و یک میزی. رفتیم منزلشان و دیدیم بله، مشغول درس هستند: ضَرَبَ ضَرَبا ضَرَبُوا، ضَرَبَتْ ضَرَبَتَا ضَرَبْنَ، ضَرَبْتَ ضَرَبْتُمَا ضَرَبْتُم، ضَرَبْتِ ضَرَبْتُمَا ضَرَبْتُنَّ، ضَرَبْتُ ضَرَبْنَا؛ چهارده تا ضمیر است، بدان که از مصدر چهارده وجه باز میگردد، سه مذکّر را بوَد و سه مؤنّث... اینها را مزاح میکنیم، ایشان مکاسب یا درس خارج میخواندند.
- سوره مجادله (٥٨) آیه ١١.
- سوره آلعمران (٣) آیه ١٨.

