
اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك
دستور سلوکی امام صادق علیه السلام به سالکان راه خدا
بعد از فوت مرحوم علامۀ طهرانی، برخی از ارادتمندان ایشان از آیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی درخواست تشکیل مجالس انسی را جهت تبیین مبانی علامۀ طهرانی داشتهاند، که ایشان شرح حدیث عنوان بصری را موضوع این جلسات قرار میدهد. «عنوان بصری»، نام پیرمردی است که در جستجوی علم به نزد امام صادق علیهالسلام آمد. بسیاری از عرفاء و مربیان نفوس، از جمله آیتالله سید علی قاضی، عمل به دستورات امام صادق علیهالسلام به عنوان بصری را برای عبور از نفس امّاره، ضروری دانستهاند. جلسۀ اول شرح حدیث عنوان بصری، بهنوعی مقدمۀ شروع شرح این حدیث شریف است.
اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك
توضیحات:
بعد از فوت مرحوم علامۀ طهرانی، برخی از ارادتمندان ایشان از آیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی درخواست تشکیل مجالس انسی را جهت تبیین مبانی علامۀ طهرانی داشتهاند، که ایشان شرح حدیث عنوان بصری را موضوع این جلسات قرار میدهد. «عنوان بصری»، نام پیرمردی است که در جستجوی علم به نزد امام صادق علیهالسلام آمد. بسیاری از عرفاء و مربیان نفوس، از جمله آیتالله سید علی قاضی، عمل به دستورات امام صادق علیهالسلام به عنوان بصری را برای عبور از نفس امّاره، ضروری دانستهاند. جلسۀ اول شرح حدیث عنوان بصری، بهنوعی مقدمۀ شروع شرح این حدیث شریف است.
اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك
13واقعاً روایت، روایت عجیبی است! و اگر إنشاءاللَه در فرصتهای آتیه به مضامین این روایت توجّه کنیم، خواهیم دید که امام صادق علیه السّلام تمام حقیقت سلوک و حرکت إلیاللَه را در این روایت با جملات مختصر و کوتاه به این فرد بیان کردهاند.
اهمیت ذکر و یاد خدا در حدیث عنوان بصری
روایت از مرحوم شیخ بهایی -أعلی اللَه مقامَه- است که فرمودند:
قالَ الشَّیخُ شَمسُالدِّینِ مُحَمَّدُ بنُ مَکِّیٍّ: نَقَلتُ مِن خَطِّ الشَّیخِ أحمَدَ الفَراهانیِّ -رَحِمَهُ اللَهُ- عَن عُِنوانِ البَصرِیِّ و کان شَیخًا کَبیرًا قَد أتیٰ علیهِ أربَعٌ و تِسعونَ سَنَةً.
«مرحوم شیخ بهایی با سند خود از عنوان بصری که پیرمردی بود و نودوچهار سال از عمر او گذشته بود نقل میکند:»
قالَ: کنتُ أختَلِفُ إلَی مالِکِ بنِ أنَسٍ سِنِینَ. فَلَمّا قَدِمَ جَعفَرٌ الصّادِقُ علیه السّلام المَدِینَةَ اخْتَلَفتُ إلَیهِ، و أحبَبتُ أن آخُذَ عَنهُ کَما أخَذتُ عَن مالِکٍ.
«چند سالی بود که در مدینه با مالکبنانس ارتباط داشتم و به منزل او رفتوآمد میکردم. وقتی حضرت در بیرون مدینه بودند و به مدینه تشریف آوردند، من دوست داشتم که به حضرت مراجعه کنم و همانطوری که از مالک تحصیل علم کردم، با ایشان [نیز] ارتباط برقرار کنم [وتحصیل علم نمایم].»
فَقالَ لی یَومًا:
إنّی رَجُلٌ مَطلُوبٌ و مَعَ ذَلِکَ لِی أورادٌ فِی کُلِّ ساعَةٍ مِن آنَاءِ اللَیلِ و النَّهارِ، فَلا تَشغَلنِی عَن وِردِی! و خُذ عَن مالِکٍ و اخْتَلِف إلَیهِ کَما کُنتَ تَختَلِفُ إلَیهِ.1
«حضرت فرمودند:
من شخصی مورد توجه هستم؛ دستگاه [حکومتی] روی من نظر دارد و جَواسیسی برای من قرار داده و نمیخواهم که خیلی با افراد در ارتباط باشم.
علاوه بر این، من در ساعاتی از شبانهروز ورد و ذکر دارم، و آمدن تو به اینجا موجب میشود که از ورد و ذکر غافل باشم.»
مسئلهای که باید در اینجا مورد توجّه قرار بدهیم، لزوم ذکر و ورد برای تلطیف و تجرّد نفس است. آیۀ شریفۀ قرآن میفرماید:
﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾؛2 «قلوب، به ذکر و یاد خدا اطمینان پیدا میکند.»
- بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٢٤.
- سوره رعد (١٣) آیه ٢٨.
