اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك

دستور سلوکی امام صادق علیه السلام به سالکان راه خدا

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

بعد از فوت مرحوم علامۀ طهرانی، برخی از ارادتمندان ایشان از آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی درخواست تشکیل مجالس انسی را جهت تبیین مبانی علامۀ طهرانی داشته‌اند، که ایشان شرح حدیث عنوان بصری را موضوع این جلسات قرار می‌دهد. «عنوان بصری»، نام پیرمردی است که در جستجوی علم به نزد امام صادق علیه‌السلام آمد. بسیاری از عرفاء و مربیان نفوس، از جمله آیت‌الله سید علی قاضی، عمل به دستورات امام صادق علیه‌السلام به عنوان بصری را برای عبور از نفس امّاره، ضروری دانسته‌اند. جلسۀ اول شرح حدیث عنوان بصری، به‌نوعی مقدمۀ شروع شرح این حدیث شریف است.

اهمّیت حدیث عنوان بصرى در سیر و سلوك

4
  •  طبعاً به‌واسطۀ این حشر و نشر، مطالب و مسائلی مطرح می‌شد که مقداری از آن به‌صورت همین کتاب‌ها درآمده و بسیاری از آن هم متأسفانه، نه تسجیل شده و نه در دفتر و کتابی مکتوب شده است.

  • مطالب مطرح‌شده در مسجد قائم، الهامات نایابی از عالَمِ حقیقت

  •  یادم است که شب سه‌شنبه‌ای بود و من مریض بودم، ولی می‌توانستم به مسجد بروم و این‌طور نبود که نتوانم؛ خلاصه، نرفتن من از تنبلی خودم بود و علت آن کسالت نبود. ایشان به مسجد رفتند و آن موقع منزل هم نزدیک مسجد بود. وقتی که مراجعت کردند فرمودند: «فلانی، نیامدی؟!» گفتم: «نه آقا! تنبلی کردم.» و قدری مِنّ‌ومِن کردم و سر خود را پایین انداختم.

  •  ایشان فرمودند: «نمی‌دانی آقا! از دستت رفت!»

  •  گفتم: «آقا! چه از دستم رفت؟»

  •  فرمودند:

  • من امشب راجع به این فقرۀ دعای [ماه] رجب: «اللَهمّ إنّی أسألُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یَدعوکَ بِهِ وُلاةُ أمرِکَ المَأمونونَ عَلَی سِرِّک»1 صحبت کردم، و آقا سید محسن، از دستت رفت!»

  •  و حق هم همین است. البته نه اینکه ایشان بخواهند [از خود] تعریف کنند! هم ما ایشان را می‌شناختیم و هم موقعیت ایشان مشخص بود؛ بلکه می‌خواستند به ما هشدار بدهند و بگویند که: «إغتَنِموا الفُرَص»2 انسان باید فرصت‌ها را غنیمت بشمرد! یک‌مرتبه می‌بینید فرصت آمد و رفت، و دیگر همین‌طور باید بر سرمان بزنیم!

  •  من می‌دانم وقتی‌که ایشان می‌گفتند: «از دستت رفت» یعنی مطالبی را من گفتم که تابه‌حال نگفته بودم! بالأخره ما خودمان طلبه‌ایم و کیفیت مطلب و نحوۀ صحبت را می‌فهمیم.

  •  و عجیب اینکه در بعضی از اوقات ایشان مطالبی را مطرح می‌کردند که شاید به نظر مستبعد می‌نمود؛ یعنی می‌توانم بگویم که مِن غیرِ اختیارٍ این مسائل مطرح می‌شد.

  •  یادم است که وقتی ما در قم به‌اتفاق اخوی بزرگ‌تر خودمان، آقای حاج سید محمدصادق -حفظه اللَه- در مدرسه بودیم، ایشان معمولاً ماهی یک بار به قم مشرّف می‌شدند و به ما سرمی‌زدند و به کار و برنامه و وضعیتمان رسیدگی می‌کردند. یک‌وقت صحبت در این بود که ما به چه نحو به طهران بیاییم در آن موقع، آمدن به طهران برای من مشکل بود و حتی دلم می‌خواست که سه‌چهار ماه [یک بار] هم به طهران نیایم، و فقط منظور و فکرم این بود که به درس بپردازم و مطلب را این‌طور با ایشان مطرح می‌کردم. ایشان به من فرمودند:

    1. مصباح المتهجد، ج ٢، ص ٨٠٣.
    2. قابل ذکر است که این عبارت شریف در کتب روائی شیعه من‌جمله نهج‌البلاغة (عبده) ج ٤، ص ١٤٢؛ بحار الأنوار، ج ٦٨، ص ٣٣٧ با قدری اختلاف در لفظ، از أمیرالمؤمنین علیه السّلام بدین‌گونه نقل شده است: «و الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ فَانتَهِزوا فُرَصَ الخَیرِ.»