
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت
این بخش متعلق به مجلس دوم از سلسله مباحث شرح حدیث عنوان بصری است. که توسط حضرت آیت اللَه طهرانی رضوان اللَه علیه ایراد شده است. در این جلسه به تبین مسئله ولایت و علت اختلاف ظاهری در شیوههای هدایت ائمه پرداخته میشود. در ادامه به أهمّ عناوین مطرح شده در این جلسه اشاره میکنیم:1) کیفیت تبلیغ و هدایت در زمان پیامبر 2) تحلیلی شیوا از فلسفۀ غزوات و جنگها در اسلام 3) تفاوت ارتباط ائمّه با افراد در زمانهای مختلف 4) عمل اولیاء براساس مصلحت حقیقی 5) تأثیر اراده و مشیّت الهی در هدایت انسان 6) نقد نظریّۀ لزوم ارتباط ظاهری با امام 7) آیا در زمان غیبت و عدم دسترسی به امام باب هدایت مسدود است؟ 8) معنا نداشتن توحید، بدون اختلاف در مظاهر آن!
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
5مثل اینکه انسان در یک موقعیت محلّی، خانوادهای، اجتماعی قرار گرفته و بعد قانونی را برای تنظیم بعضی از مسائل جعل میکنند و قرار میدهند. حال اگر قرار بر این باشد که انسان در این اجتماع زندگی کند، طبعاً باید به این قانون ـ ولو اینکه تحمیلی است ـ تن دهد والاّ باید از این اجتماع بیرون برود.
نقد نگرش کثرتی به دین
آن مسئلهای که متأسفانه امروزه گریبانگیر مردم شده است و مردم به اشتباه و خطا بهدنبال پاسخ پرسشها در مورد اختیار و عدم اختیار در تقبّل دین هستند، این است که ما داریم از کثرت به وحدت نگاه میکنیم؛ یعنی خود را در این دنیا یک موجود مستقلی میدانیم که نسبت به مسائلی که در حولوحوش ما قرار دارد دارای شعور و ادراک و اختیارِ انتخاب هستیم و بعد در این مقام برمیآئیم که: پس این دین و این نماز و روزهای که بر ما تحمیل است، آیا اولاً: مصلحت و رجحانی دارد یا ندارد؟ و [ثانیاً]: تا چهاندازه انسان در قبول و عدم قبول این آیین و این دین اختیار دارد و آزادی او کجا میرود؟ البته من فقط بهعنوان یک مسئلۀ گذرا اشاره میکنم و وارد این بحث نمیشوم.
اشتباه ما در اینجا است که هیچگاه به جنبۀ وحدت نگاه نمیکنیم، اگر ما از جنبۀ وحدت بنگریم که خداوند متعال از باب لطف بر بندگانش این دین را آورده است، آنوقت در اینجا دیگر مسئلۀ آزادی فکر و اندیشه و اختیار اصلاً چه معنا دارد؟!
تمثیل زیبا از تحمیل حق به فرد جاهل
وقتی که پدری ببیند فرزندش دچار مرض شده و مبتلای به دیفتری و امثالذلک شده است و اگر این واکسن را به او نزند ممکن است بعد از دو ساعت از دنیا برود، اینجا اصلاً جای اختیار و انتخاب برای فرزند نیست که بگوید: «من نمیخواهم، دردم میآید، من میخواهم بمیرم، من نمیخواهم این درد آمپول را تحمل کنم!» زیرا بچه است، کوچک است و نمیفهمد؛ لذا پدر دست و پایش را میگیرد و میبندد و این دارو را تزریق میکند، و دیگر نگاه نمیکند به اینکه الآن آیا فرزند او قبول میکند یا نمیکند؟
