
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
11یکی از بزرگان در نامهای که برای یکی از شاگردان خود مینویسند میگویند:
گرچه در زمان غیبت، باب وصول به آن حضرت و هدایت إلیاللَه و سلوک إلیاللَه مسدود است، ولی فرق است بین آن کسی که پشت درب خانهای نشسته است و از نزدیک صدای [درون] خانه را میشنود و تا حدودی به مسائل آن خانه پی میبرد، با آن کسی که در خیابان حرکت میکند و مشغول [کار خود] است. بین این دو فرق است. لذا گرچه باب را بر ما باز نمیکنند، ولی باید سعی و جهد نمود تا اینکه از کنار باب هم کنار نرفت.1
این مطلبی که ایشان میفرمایند ظاهراً مورد تأمّل است؛ زیرا این هدایتی که منظور سالکین إلیاللَه است، طبعاً یک جنبۀ باطنی دارد و اصل و حقیقت سیر و هدایت، به ربط بین نفوس و بین مبدأ أعلای آنها تعلق میگیرد. و این مسئله، مسئلۀ اساسی در هدایت است. و از طرف دیگر: آن واسطۀ فیض و هادی سُبل و دستگیریکنندۀ راهیان مقصود و فقرای دیدار معبود و نیز آن کسانی که در این وادی گرفتار هستند، هیچ علّت و مبدأی غیر از مقام ولایت نمیتواند باشد.
معنای حقیقی ولایت امام علیهالسّلام
ولایت عبارت است از: احاطۀ نیرویی مرموز که موجب نظام عالم تکوین است و جریان فیض پروردگار را در جمیع عوالم برعهده دارد. این ولایت یک جنبۀ ظاهری نیست؛ بلکه یک جنبۀ معنوی است که ممکن است مظهر ظاهری هم داشته باشد. بناءًعلیهذا چطور ما میتوانیم تصوّر کنیم امام زمان علیه السّلام که در پس پردۀ غیبت است، از نقطۀ نظر توان دستگیری نسبت به افراد پاکدل و صافیدلی که خلوص و صدق و صفا و دردی دارند و بهدنبال درمان میگردند عاجز باشد؟! اگر امام زمان علیه السّلام همانطوریکه در زمان حضور و ظهور خود از آنها دستگیری میکند، از دستگیری [در زمان غیبت] عاجز باشد و نتواند دستگیری کند، برای آن حضرت نقص است و چنین شخصی دیگر امام نیست!
- رجوع شود به نشان از بینشانها، ج ١، ص ١٤٠.
