
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
رابطه بین هدایت وولایت
در این مجلس حضرت استاد رصوان الله تعالی علیه به دنبال سلسله بحث های تفسیر حدیث عنوان بصری با ذکر ادله و مثالهای مختلف به تبیین و تعریف موضوع هدایت الهی و کیفیت بروز و ظهور آن از طریق نفس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم و اولیای الهی می پردازند و با تشریح مسئله ولایت و نحوه اشراف و حضور آن در همه عرصات وجودی انسان، وعده الهی را که در کلام معصوم مبنی بر هدایت طالبان حق تجلی یافته، حتمی و قطعی دانسته و با بیانی شیوا و رسا و ذکر خاطرات و شواهد به اثبات آن می پردازند.
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
5یک وقتی شما به کلام نگاه میکنید، من یک روایتی را از امام علیه السّلام نقل میکنم و بعد به جاودانگی امام علیه السّلام آن کلام هم جاودانه است. این به من ربطی ندارد، من در اینجا مثل این نوار یک واسطهای بیش نبودم! الآن آیا این ضبطهای متعدّدی که در اینجا هست ارزشی دارد؟ فقط صحبت را میگیرد و خیلی هنر داشته باشد، زیبا بگیرد، بدون موج بگیرد، بدون اعوجاج بگیرد، غیر از این کاری از او برنمیآید. من هم کتاب را باز میکنم یک روایتی از امام علیه السّلام میخوانم و با این کلام، به خود زینت میدهم، به خود ترفّع میدهم به خود استعلاء میدهم، خود را بالا میبرم. تمام اینها مربوط به کلام امام است، برای من نیست. اگر منظور کلام است، کلام معصوم جاودانه است، شخص که نمیتواند جاودانه باشد، آن که جاودانه است فقط معصوم است. اوست که از کثرت به نحو اطلاق بیرون آمده، بقیّه شائبه کثرت دارند و نمیتوانند جاودانه باشند.
حالا امیرالمؤمنین علیه السّلام بیست و پنج سال در منزل بود، مردم میآمدند، میرفتند، هر کسی میخواست از آن حضرت استفاده بکند، درِ منزل باز بود؛ آنهایی هم که نمیخواستند استفاده بکنند کاری به حضرت نداشتند. بیست و پنج سال حضرت در اختیار همه بود! این یک زمان؛ یک زمانی هم ما میبینم که مثل زمان امام صادق علیه السّلام، حضرت میفرمایند: «نیا اینجا! آمدن تو اینجا برای ما دردسر درست میکند».
در زمان موسی بن جعفر دوران، دوران اختناق بود؛ کسی نمیتوانست پیش موسی بن جعفر برود. در زمان عسکریین علیهما السّلام که عجیب دورانی بود! در زمان موسی بن جعفر که چند سال از عمر آن حضرت در زندان بود، بهطور کلی ارتباط قطع بود. این تکلیف هدایت و ارشاد چه میشود در اینجا؟ چه تکلیفی در اینجا هست؟
کیفیت هدایت اولیاء
عرض شد که بهطور کلی مسئله هدایت و مسئله ارشاد بههیچوجه ارتباطی با حضور و با غیبت ندارد. هدایت عبارت است از ارتباط نفس با مبدأ خود و نحوه اتّجاه و جهت دادن نفس از جانب پروردگار و مقام ولایت کلّیه برحسْب کیفیّت و خصوصیّتی که آن نفس واجد آن است. این مسئله، مسئله هدایت است.
