اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر حضور و غیبت امام در مسیر سیر و سلوک

احاطۀ علّی و علمی امام و معنای امام مبین

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

تأثیر حضور و غیبت امام در مسیر سیر و سلوک

11
  •  ما خیال می‌کنیم این علومی که به‌دست آورده‌ایم را از خانۀ خاله‌مان آورده‌ایم؛ نه جانم! قبل از اینکه تو بخواهی آنچه را که به دست آورده‌ای بیان کنی نسخۀ اصلی‌اش نزد امام است و از آنجا در مغز و قلب و سِرّ تو انداخته‌اند! کجای کار هستی؟!

  • بسته شدن باب علم، نتیجه جسارت به شهید ثانی

  •  می‌گویند: یکی از علمای طهران که منزلش در اطراف پارک‌شهر و آن قسمت‌ها بود، در همان محدوده حوزۀ درسی داشت و ظاهراً لمعه درس می‌داد. یک روز در بین درس اشکالی نسبت به مرحوم شهید اول و یا شهید ثانی1 پیدا می‌کند و مطرح می‌کند و بعد با یک لحن تمسخرآمیزی اعتراض می‌کند: «خوب بود اول بیشتر مطالعه می‌کردید و بعد این مطلب را می‌نوشتید!» و یا مثلاً چنین مطلبی با لحن غیر مناسبی بیان می‌کند. در این حال درویشی کنار مجلس نشسته و به حال خود مشغول بوده است.

  •  درس تمام می‌شود و این عالم به منزل می‌رود؛ شب که می‌خواهد برای درس فردا مطالعه کند، کتاب را باز می‌کند ولی هرچه مطالعه می‌کند، اصلاً چیزی نمی‌فهمد! خیلی عجیب است! گویا مانند بچۀ کلاس اول است و هیچ نمی‌فهمد! آخر یعنی چه؟! صبح با خود گفت: حال بلند شویم و همین‌طوری سر درس برویم، دیگر ببینیم چه می‌شود! صبح آمد و کتاب را باز کرد، اما دید هیچ نمی‌فهمد! ـ آن درویش هم آنجا نشسته است! ـ گفت: دوستان و رفقا، امروز برای من تغیّر حالی پیدا شده است و مزاجم خیلی اجازۀ صحبت نمی‌دهد، إن‌شاءاللَه درس تعطیل باشد و بماند برای بعد. آنها هم گفتند: خیلی خُب، و بلند شدند رفتند و خبر از حال بیچاره نداشتند.

  •  این فرد درحالی‌که خیلی متحیّر بود از مسجد حرکت کرد و از طهران بیرون آمد ـ آن‌موقع طهران محدود بوده است ـ و خیلی غمگین و ناراحت و سر به زیر در مزرعه‌ای که همان‌جا بوده می‌نشیند؛ خلاصه، قضایا از چه قرار است؟! یک‌دفعه می‌بیند آن درویش آنجا نشسته است.

    1. مرحوم شهید اول و شهید ثانی هر دو از بزرگان بودند؛ منتها چنانچه از حالات شهید ثانی پیدا است، در مسائل عرفانی از شهید اول قوی‌تر بوده است. ولی هر دو از علماء و اخیار و عُبّاد و صلحاء و اولیاء و بزرگان بوده‌اند و هرچه راجع به آنها بگوییم کم گفته‌ایم.
      وقتی انسان لمعه را مطالعه می‌کند اصلاً به‌طور مشخص می‌بیند که این کتاب نوری دارد که این نور در سایر کتب فقهی کمتر پیدا می‌شود. و این به‌خاطر نفس این بزرگواران است که این کتاب را نوشتند، وإلا این استدلال‌ها در کتب دیگری هم هست.