اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى‏

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى‏

10
  • یك‌وقتی در مجلسی كه بسیاری از افراد در آن شركت می‌كردند و دیگر خصوصیاتش را ذكر نمی‌كنم حضور داشتم. در آن مجلس مطالبی از این‌طرف و آن‌طرف مطرح می‌شد، و افرادی هم كه حضور داشتند از مسائل مملكتی و سایر مطالب به طور كلی اطّلاع داشتند. طبعاً در آن مجلس مطالب خوشایندی مطرح نمی‌شد و گاهی اسمی از افراد به میان می‌آمد، و لذا من هم قدری مكدّر شدم و روی‌هم‌رفته خوشم نیامد و برای مرتبه بعد كه من را دعوت كردند دیگر نرفتم و به آنها گفتم: اینها مطالبی است كه نیاز به گفتن و شنیدن ندارد؛ اینكه فلانی مرتكب فلان كار شده به ما چه مربوط است؟ و بالأخره ما هم در حدود شعور و بصیرت و ادراك خود به این مقدار می‌دانیم؛ چرا انسان نسبت به افراد سوء ظن پیدا كند؟ این كار صحیح نیست.

  • در آن مجلس شخصی بود كه خیلی بیش از دیگران در طرد و مذمّت این افراد حرارت و حمیت به خرج می‌داد، و خلاصه صحبت ایشان این بود كه: بعضی افراد مانند مغازه‌های یك بَری كه فقط از یك زاویه با خارج ارتباط دارند، یك بر هستند، و بعضی افراد هم مانند مغازه‌های دو بر، دو بر هستند و گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف می‌غلطند، و بعضی هم سه بر دارند.

  • آن‌وقت به طعنه می‌گفت: «در چنین وضعیتی باید افراد شش بر باشند و امروزه این افراد هستند كه می‌توانند كاری انجام بدهند، و إلّا تا شخصی بخواهد حرفی بزند، طبعاً با مشكلاتی مواجه می‌شود. افرادی كه الآن در رأس كار هستند شش بَرند؛ امروز این‌طور سخن می‌گویند و فردا به نحو دیگری حرف می‌زنند.»

  • مدّتی از این جریان گذشت و خود ایشان هم به پست و مقامی رسید؛ روزی یكی از دوستان از ایشان سؤالی می‌كند كه: چرا فلان مطلب باید این‌طور باشد؟! در پاسخ می‌گوید: مشخّص است كه انسان باید تابع دولت و حكومت باشد، و چون‌حكومت حكومت اسلامی است، پس هر دستوری مُطاع است.