حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى
12كاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش *** كی روی، ره ز كه پرسی، چه كنی، چون باشی1 ای دل ار عشرت امروز به فردا فكنی *** مایه نقد بقا را كه ضمان خواهد شد2 امروز برای امروز است و فردا هم برای فردا. در كارهای خود نگوئیم فردائی هم خواهد آمد، نه آقاجان! هیچ معلوم نیست؛ یك لحظه جناب عزرائیل علیهالسّلام میآید و قلب میایستد و دیگر كار انسان تمام است و هیچ تضمینی هم وجود ندارد.
اینكه گفته میشود: «الآن مصلحت در این است كه فلان كار از امور دنیا را انجام دهم و چنین و چنان كنم»، به مقداری صحیح است كه برای زندگی انسان ضرورت دارد، و امّا اضافه بر مقدار ضرورت كه وقت و فكر انسان را بگیرد، برای سالك مضرّ و مربوط به آدمهای بیكار و بیعار است.
آن كسی كه درد دارد، فوراً خود را به طبیب نشان میدهد و إلّا ممكن است مشكلی باشد كه اگر دیر اقدام كند خطری غیر قابل جبران برای او پیش آید.
شما به جوّی كه امروزه بر ما حاكم است و به این اوضاعی كه بر ما میگذرد، نگاه كنید و ببینید مردم در چه حال و هوا و اوضاعی سیر میكنند!
گویند: به یك سیگاری گفتند سیگارت را ترك كن، گفت: من اصلًاشب را به عشق سیگار میخوابم تا صبح بیدار شوم و سیگار بكشم، و از شما در تعجّبم كه شما به عشق چه چیز میخوابید؟!
حال ببینید كه ما نسبت به او چه قضاوتی داریم و او نسبت به ما چه قضاوتی میكند!
آری، توده مردم اینچنین هستند. اكنون باید دید آیا واقعاً به آن حد از علم و عقل رسیدهایم كه به جای اینكه دو ساعت عمر خود را صرف مشاهده برنامههائی نمائیم كه از اوّل تا آخر آن هیچ چیزی بر معلومات ما اضافه نمیكند مگر خراب شدن ذهن و خرد شدن اعصاب و درهم ریختگی فكر، بیاییم سه چهار ورق از مطالب واقعی و كتابهای سودمند و علوم الهی را برای خود تحصیل كنیم؟! اگر به این مرحله رسیدیم آنوقت سالكیم.
- همان مصدر، غزل ٤٥٣.
- همان مصدر، غزل ٢٣٤.

