امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
10عبارتی را كه ایشان به من فرموده بودند این بود: «وقتی كه استادم به من گفت: به ایران برو، حتّی برای یك لحظه هم تشویشی در من، پیدا نشد!» فقط به رسم اظهار فراق نه به صورت گلایه، به استادشان میگویند: «آقا! آخر ما تازه به دریا رسیدهایم، و تازهطعم و مزهملاقات شما را چشیدهایم، و دوری شما برایمان مشكل است!» ایشان در جواب میگویند: «اگر شما در شرق باشید و من در غرب، همیشه با من هستید و هیچ مشكلی نیست.»1
یا وقتی به ایشان میگویند: شما به آقای انصاری مراجعه كنید، ایشان میگویند: چشم، و به آقای انصاری مراجعه میكنند و چهار سال آخر اقامت در نجف، یعنی نصف بیشتر اقامتشان در نجف اشرف را در خدمت آقای انصاری بودند.
تسلیم در مقابل مشیت الهی، مهمترین مسأله برای سالك
مسألهای كه انسان همیشه و در همه حال باید آن را در نفس و ذهن خود مرور دهد و نگذارد شیطان بر او غلبه كند این است كه: هرگاه خداوند متعال مشیتش بر كیفیت دیگری تعلّق گرفت، هیچگونه اعتراضی در مقابل تقدیر او نداشته باشد. این مسأله محور حركت سالك به سوی پروردگار است، و اگر كسی این حال را داشت و اینطور شد، او در آن موقعیت سالك واقعی است؛ زیرا سالك یك اسم خاصّ و قلمبهسلمبهای نیست كه برای یك عنوانی مخصوص باشد.
من باب مثال فرض كنید كه دانشجو و طلبه به آن كسی میگویند كه در دانشكده و یا حوزه تحصیل كند؛ حال اگر كسی در خانهاش نشست و درس نخواند به او طلبه و دانشجو نمیگویند. یعنی باید شخص در فلان دانشكده و یا حوزه ثبت نام نماید و امتحان بدهد و قبول شود تا عنوان دانشجو و طلبه بر او صدق كند. امّا مطلب در مورد سلوك إلی اللَه اینطور نیست. سلوك كلاهی نیست كه كسی بر سر بگذارد، عمامه نیست كه كسی بر دور سرش بپیچد، رنگی نیست كه انسان خود را بدان رنگ كند، عنوانی نیست كه آن را به كسی بدهند.
- همان مصدر، ص ٣٦.

