امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
11إنشاءاللَه پاسخ این سؤال كه: سلوك چیست و چه معنا دارد، در جلسات آینده در ضمن بحث از حدیث شریف عنوان بصری خواهد آمد؛ امّا به طور اجمال، سالك به آن كسی گفته میشود كه قلب خود را در اختیار مشیت و تقدیر الهی قرار داده باشد.
حضرت حدّاد: «بعضیها راه نرفته سالكاند!»
مرحوم آقای حدّاد میفرمودند: «بعضیها راه نرفته سالكاند.»1
اگر شما فردی را در خیابان دیدید كه نه در پیشانی او نوشته شده كه من سالكم و نه دم از عرفان میزند، امّا در برخورد با او دیدید كه در مقابل حقّ كرنش میكند و آنچه را كه حقّ تشخیص دهد به آن عمل میكند2 و خود را مهیا و آماده برای مسیر حقّ میكند، بدانید این شخص سالك واقعی است و اثرات سلوك بر او مترتّب است. چنین فردی بیش از آنچه ما در سلوك اصطلاحی نسبت به افراد قائل هستیم، راه میرود و به خدا تقرّب پیدا میكند.
داستان كتابفروش دورهگردی كه سالك استاد ندیده بود
این قضیهای را كه مرحوم آقا در جلد اوّل نور ملكوت قرآن3، راجع به شخصی كه با او در كتابفروشی برخورد كرده بودند و مطالبی میگفت، نقل كردهاند، از همین باب است. حال، آیا این آقا اصطلاحاً سالك بود و استاد داشت و نزد كسی رفته بود؟ او استاد نداشت و پیش كسی نرفته بود، ولی كارش خدمت به مادر و تحمّل مشاكل او بود؛ محبّت میكرد و عتاب میشنید، كمك میكرد و جفا میدید، و بر اساس تكلیف، خود را در خدمت او قرار داده بود. بنابراین، او الآن در این محدوده، سالك است و كاری به استاد ندارد.
این شخص سالك است، زیرا این مسائل را تحمّل میكند؛ یعنی خدا به او نمیگوید: این كارهائی كه تو كردهای هیچ فایدهای ندارد، و چون در خدمت استاد نیستی هر چه به مادرت خدمت كنی پشیزی برای من ارزش ندارد! ابداً اینطور نیست؛ زیرا الآن این شخص بَینه و بیناللَه قلب خود را پاك كرده و خود را برای تحصیل رضای او و تقرّب إلی اللَه در خدمت مادر قرار داده است. پس او الآن سالك است و در این راه جلو میآید و میآید تا یكمرتبه پرده برداشته میشود و حقائق عالم را به چشم میبیند.
- جهت اطّلاع پيرامون اين مطلب به گلشن اسرار، ج ١، ص ١٦٤ مراجعه شود.
- البتّه اگر حقّ را واقعاً تشخيص دهد؛ زيرا در صورتى كه انسان حقّ را تشخيص نمىدهد، مسألهاى نيست. مگر هر كسى كه اصطلاحاً سالك شد لزوماً حقّ را در همه موارد آن تشخيص مىدهد؟!
- نور ملكوت قرآن، ج ١، ص ١٤١.

