اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى‏

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى‏

13
  • پاسخ این است كه: طیب خلاف را خلاف می‌دانست؛ حال این خلاف در هرجا می‌خواهد باشد. الآن این سید (مرحوم آیة اللَه خمینی) آمده و اقدامی كرده، و بر علیه ظلم قیام كرده است؛ گرچه او نه امام است و نه معصوم، ولی من به سید دروغ نمی‌بندم. طیب از عرفان و ولایت و اصطلاحاتی چون ولی كامل و وصی ظاهر و وصی باطن و وكیل و قیم و این حرف‌ها سر درنمی‌آورد و چه‌بسا اصلًا نمی‌دانست كلمه وصی را با صاد می‌نویسند یا با سین، و به طور كلّی او در این مایه‌ها نبود. طیب هیچ از این مسائل سر در نمی‌آورد، و فقط این مطلب را می‌فهمید كه كار خلاف، خلاف است و دروغ بستن به این سید (مرحوم آقای خمینی) عملی خلاف است.

  • او می‌گفت: چرا من عِرض و حیثیت و شخصیت یك عالم دینی را با یك دروغ لكّه‌دار كنم؟! در مغز و ذهن او این بود كه: آقای خمینی هر كه می‌خواهد باشد، حال كه این عالم و مرجع دینی علیه شاه قیام كرده است، یك حیثیت و خصوصیت دینی و اجتماعی دارد؛ و حتّی اگر خصوصیت اجتماعی و دینی هم نداشته باشد، بالأخره یك انسان كه هست. یعنی او در نفس خود می‌گوید: اگر فرضاً ایشان هیچ خصوصیت و موقعیت اجتماعی هم نداشته باشد انسان كه هست، و اگر من تهمتی را به یك انسان بزنم، او نسبت به من چه قضاوتی می‌كند؟! آیا مرحوم آیة اللَه خمینی با خود نمی‌گوید: چرا نسبت ارتباط با بیگانگان و خارجی‌ها را به من كه بری و بی‌گناهم می‌دهند؟! همین فكر برای طیب كافی است، و لذا می‌گوید: من كشته می‌شوم و جانم را می‌دهم، ولی خلاف انجام نمی‌دهم.

  • آری، این را می‌گویند مرد! و بر چنین شخصی سالك إلی اللَه اطلاق می‌شود. پس این طیب حاج رضائی سالك واقعی است با اینكه استاد ندارد و همان‌طور كه گفته شد: او اصلًا از اصطلاح عرفان و ولی و امثال این حرف‌ها سر در نمی‌آورد.