امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
15گاهی صلاح سالك در عدم وصول به ولی خداست
وضعیت و حالاتی كه برای انسان در موارد مختلف پیدا میشود گوناگون و متفاوت است؛ لذا ممكن است خداوند متعال در یك برههای وصول و تشرّف سالك را به خدمت ولی خدا مقدّر نكرده و مشیت و صلاح او بر عدم وصول سالك به ولی خدا در این مرحله تعلّق گرفته باشد. در اینصورت آیا ما میتوانیم در كار خدا دخالتی داشته باشیم؟! مثلًا مرحوم آقا از خدا بخواهند: خدایا! باید از اوّل كه ما به نجف مشرّف میشویم دست ما را در دستآقای حدّاد بگذاری! خدا هم میگوید: این امر به من مربوط است، و وظیفه شما بعد از ورود به نجف این است كه به درس خود بپردازید و بر طبق دستور علّامه طباطبائی باید به آقای قوچانی و به آقای آقا سید جمال گلپایگانی مراجعه كنید، و به بقیهاش هم كاری نداشته باشید. ایشان هم به وظیفه خود عمل میكنند و بعد از گذشت هفت سال خداوند این موقعیت را برای ایشان پیش میآورد.
حال ممكن است فرضاً این هفت سال برای بعضی دو سال، یا پنج سال، یا ده سال یا چهارده سال شود؛ زیرا خداوند متعال برای هر كسی بر طبق شاكله و خصوصیات او و مصالحی كه در حول او در گردش و جریان است، موقعیتهائی را پیش میآورد كه ممكن است برای دیگری نباشد، و چهبسا اگر این شخص در این موقعیت به ولی كامل برسد آن استفاده را كه باید و شاید نخواهد كرد.
ممكن است افرادی را كه انسان بر طبق مشیت الهی باید به آنها در یك موقعیت خاص مراجعه كند، افراد مختلفی باشند. منبابمثال امكان دارد وجود شخصی ظاهرالصّلاح كه فقط دلی صاف و عمل و روشی پسندیده دارد ولی مقاماتی را طی نكرده و حالاتی توحیدی ندارد، برای انسان مغتنم باشد؛ در اینجا باید انسان از او استفاده كند. و همینطور ممكن است دستور بعدی مبتنی بر مراجعه به فرد دیگری باشد، باز مراجعه به او برای انسان مغتنم است.

