امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
17«وقتی كه من در خدمت مرحوم آقای انصاری بودم، با وجود اینكه ایشان را مثل پیغمبر خودم میدانستم ولی درعینحال در آن مسائلی كه احساس میكردم با ایشان اختلاف نظر فقهی دارم احتیاط را رعایت میكردم؛ امّا وقتی كه با مرحوم حدّاد بودم اگر به من میگفتند: این لیوان خون را بیاشام دیگر احتیاط نمیكردم و آن را میخوردم!»1
و این است فرق بین آن بینش و این بینش، و فرق بین آن بصیرت و این بصیرت. باید توجّه داشت كه این كلام ایشان، كلامی عادی نیست؛ بلكه یك مجتهدِ مسلّمِ فیلسوفِ حكیمِ أعلم این مطلب را بیان میكند، نه یك دوغ فروش محلّ.
بنابراین، اینطور نیست كه خداوند فقط یك راه قرار داده باشد كه حتماً همه ملزم شوند در آن مسیر تعیین شده قرار گیرند؛ بلكه ممكن است خداوند متعال برای هر كسی راهی متناسب با حركت او قرار داده باشد.
چرا باید وصی ظاهر علناً معرّفی گردد؟
در كتاب روح مجرّد مرحوم آقا قضیه وصایت (وصایت ظاهری) را اینطور تعریف میكنند كه: «وصی ظاهر آن كسی است كه استاد در ملأ عامّ او را وصی خود قرار میدهد، و مینویسد و امضاء مینماید اعلان و معرفی كند.»2
در اینجا این سؤال مطرح است كه: چرا باید وصی ظاهر علناً معرفی شود و نباید مخفی باشد؟ پاسخ این مطلب از خودِ اسم وصی ظاهر پیدا است؛ همینكه میگوئید وصی ظاهر، یعنی اینكه رجوع به این شخص به تنهائی و به خودی خود و لولا آن حجیتی كه ولی به او میدهد، برای افراد حجیت ندارد و باید حجیت او از ناحیه ولی اثبات گردد. اگر این شخص به خودی خود حجیت داشت، برای رجوع افراد به او دیگر نیازی به اعلان نبود، و خود انسان با مراجعه به او تشخیص میداد كه آیا او اهلیت دارد یا ندارد؛ همانطور كه در مورد ولی اینچنین عمل میكند.
بنابراین علّت اینكه ولی، وصی را معرّفی و اعلان میكند، این است كه در اینجا باید مقام اثبات لحاظ شود.
- جهت اطّلاع بيشتر رجوع شود به اسرار ملكوت، ج ٣، ص ٢٤٥.
- رجوع شود به روح مجرد، ص ٤٨٩.

