امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
18البتّه ممكن است شخصی متخصّص باشد و برای رجوع به وصی ظاهر، خودش مطلب را ادراك كند كه او اهلیت وصایت را دارد؛ در این صورت دیگر نیازی به اعلان نیست همچنان كه انسان به امام علیهالسّلام مراجعه میكند، دیگر مطلب تمام است.
ملاك در حجّیت وصی ظاهر، با ملاك در حجّیت امام معصوم علیهالسّلام متفاوت است
مسألهای كه امروزه ممكن است مورد اشكال واقع شود این است كه میگویند: ما این مسأله وصایت را در مورد ائمّه علیهمالسّلام هم میبینیم؛ مثل اینكه فرضاً حضرت موسی بن جعفر علیهالسّلام به یك نفر بفرمایند كه بعد از من، فرزندم علی بن موسی الرّضا علیهالسّلام امام است. و اینكه مرحوم آقا در اینجا میفرمایند: «وصی ظاهر باید در ملأ عامّ باشد»، منافاتی با وصایت خصوصی ندارد؛ زیرا ممكن است شخصی وصی ظاهر باشد، امّا استاد او را در ملأ عام معرفی نكرده و فقط به یك نفر گفته باشد كه وصی بعد از من ایشان است.
حجّیت امامت ثبوتی است و نیازی به وصایت و اثبات ندارد
این اشكال بسیار سخیف است؛ زیرا حجّیت در باب امامت مسأله ثبوت است، ولی حجّیت در قضیه وصایت مسأله اثبات است، لذا در مسأله امامت اصلًا نیازی به وصایت نیست.1
یعنی اگر حضرت موسی بن جعفر حتّی به یك نفر هم نمیگفت، باز امام رضا علیهالسّلام در مقام خود نشسته بود؛ چراكه مسأله امامت، مسأله إشراف بر نفوس است. حال اگر فرضاً حضرت موسی بن جعفر علیهالسّلام نفرموده باشند كه امام بعد از من علی بن موسی الرّضا است، آیا تمام شیعیان منتظر میمانند كه خبر امامت حضرت علی بن موسی الرّضا را از یونس بن عبدالرحمن كه فرضاً در كوفه است، بشنوند؟! در اینجا یونس بن عبدالرحمن كیست و چه كاره است؟! این امام علیهالسّلام است كه با إشراف بر نفوس همه را جذب و به سوی خود میكشاند، و نیازی به این حرفها ندارد؛ چه حضرت موسی بن جعفر علیهالسّلام بگویند علی بن موسی الرّضا بعد از من امام است یا نگویند، او امام است.
- رجوع شود به امام شناسى، ج ١، ص ٢٣٩؛ اسرار ملكوت، ج ٢، ص ٣٥٢.

