امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
19آن امامی كه امامتش متوقّف بر وصایت باشد و حجیتش را از سفارش امام قبل از خود بیاورد و خود هیچكاره باشد، اصلًا مورد قبول ما نیست. امام آن كسی است كه محبّتش را از هزار فرسخ دورتر در دل شما كه اینجا نشستهاید میاندازد، امام آن كسی است كه از هزار فرسخ دورتر افكار شما را كه در اینجا نشستهاید بر طبق مصالح خودش تنظیم میكند، امام آن كسی است كه از آنطرف كره زمین گرفتاریهائی كه میخواهد برای شما پیدا شود و هزاران مانع دیگر را برطرف میكند؛ و چنین شخصی نیاز به وصایت ندارد.
اگر معرفی رسول خدا در غدیر نبود عقلًا از چه كسی باید تبعیت شود؟
اگر در كتب شیعه و اهل سنّت، روایت جابر و غیر آن كه از پیغمبر درباره اسامی دوازده امام وارد است وجود نداشت و ما هیچ اسم و رسمی از ائمّه نداشتیم، باز امامت آنان در جای خود باقی بود. سؤال ما از اهل تسنّن این است كه حتّی اگر پیغمبر أمیرالمؤمنین را در حجّةالوداع معرفی نكرده بود و اصلًا واقعه غدیری در خارج تحقّق نیافته بود، آن كسی كه بعد از پیغمبر اكرم به مدینه میآید آیا باید از ابوبكر تبعیت كند یا از علی؟!
امام علیهالسّلام را چگونه باید شناخت؟
بدیهی است كه با طرح دو سؤال از ابوبكر و دو سؤال هم از علی علیهالسّلام، مطلب برای شخص روشن میشود. مگر علماء یهود و نصاری هنگامی كه از راههای دور و شهرهای مختلف به مدینه میآمدند و با ابوبكر مُحاجّه میكردند و او در جواب فرو میماند و أمیرالمؤمنین میآمدند و جواب آنها را میدادند، از حجّةالوداع پیغمبر خبر داشتند؟!
عالمی نصرانی از یمن به مدینه میآید و با ابوبكر محاجّه میكند و او را محكوم و مفتضح میكند و میگوید: اگر خلیفه پیغمبر این است كه و علَی الإسلام السّلام؛ فاتحه اسلام را باید خواند! فوراً ابوذر به خدمت أمیرالمؤمنین میرود و میگوید: یا علی، بیا و به داد اسلام برس! و حضرت به مسجد میروند و در آنجا از علوم ماكان و مایكون و عوالم بالا و پایین برای او بیان میكنند، و او به حضرت میگوید: «أشهد أنَّك خلیفةُ رسولِ اللَه!» و در همانجا اسلام میآورد و به وطن خود برمیگردد.1
- الروضة فى فضائل أميرالمؤمنين، شاذان بن جبرئيل القمى، ص ٨٤.

