امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
21حجّیت در وصایت بر مبنای حجّیت در خبر واحد است
بنابراین اساساً مسأله امامت و ولایت، ربطی به وصایت ندارد. وصایت برای فردی است كه اگر حجیت او از طرف ولی ثابت نشود كسی به او رجوع نمیكند؛ یعنی حجیت او حجیت تعبدیه است كه از ناحیه حجّت قبلی به او عنایت میشود.
مثل آنچه در مورد حجیت خبر واحد مطرح است كه بر طبق روایاتی كه از ائمّه علیهم السّلام در دست است، فرمودهاند: اگر یك روایت از فردی مورد وثوق شما نقل شد، ما آن روایت را بر شما حجّت قرار دادهایم و شما میتوانید به آن عمل كنید. البتّه بنابراین كه ما حجّیت خبر واحد را حجیت تعبّدیه بدانیم، نه حجّیت از ناحیه سیره عقلائیه و آن بحثهائی كه در علم اصول آمده است. یعنی اگر یك نفر خبری را نقل كرد و ما نمیدانیم كه او شخصی صالحی است و فقط به او وثوق داریم كه فرد دروغگوئی نیست، اگر امام علیهالسّلام فرمود: حرف او را بپذیرید، ما میگوئیم: سمعاً و طاعةً و آن را میپذیریم؛ ولی به تنهائی و به خودی خود روایت او را نمیپذیریم. و معنای اعطاء حجیت در خبر واحد همین است.
حجیت در امامت و ولایت بر مبنای حجیت خبر متواتر است
و امّا آیا در مورد خبر متواتری كه فرضاً هزار نفر آن را نقل كنند هم اینچنیناست؟! آیا امام علیهالسّلام در آنجا هم میگوید: خبر متواتر را بر شما حجّت كردم و آن را بپذیرید؟! بسیار روشن است كه در اینجا جعل حجیت معنا ندارد؛ امام بفرماید یا نفرماید، ما خبر متواتر را میپذیریم، چراكه حجیتش ذاتی است. خبری را كه فرضاً هزار نفر نقل كردهاند، علمآور است و دیگر شك در آن راه ندارد؛ خصوصاً اگر این خبر تواترش لفظی باشد. بنابراین امام علیهالسّلام در مواردی اعطاء حجیت میكند كه زمینه تعبّد وجود داشته باشد، نه اینكه حجیت آن مورد، ذاتی باشد.

