امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
22نكته مهمتر آنكه امام علیهالسّلام اصلًا نمیتواند بفرماید به خبر متواتر عمل نكنید؛ زیرا چنین حرفی معقول و منطقی نیست و از امام چنین مطلبی انتظار نمیرود.
اگر شما در اطاقی در بسته و سر بسته باشید به طوری كه راهی به بیرون نباشد، و در این هنگام شخصی بر شما وارد شود و از او سؤال كنید كه: آیا هنوز خورشید در آسمان است و او بگوید: هست، در اینجا جا دارد كه شما در كلام او تأمّل نمائید؛ اگر مورد وثوق شما بود بپذیرید و إلّا با شك و تردید به آن نگاه كنید. ولی در صورتی كه خودتان به حیاط میروید و خورشید را بر فراز آسمان میبینید باز هم از بقیه میپرسید كه آیا خورشید وجود دارد یا ندارد؟! آخر خورشیدی را كه بالای سر خود میبینید دیگر سؤال ندارد.
امام و ولی الهی چون خورشید در وسط آسمان، احتیاجی به افاضه حجّیت از غیر ندارد
موقعیت امام علیهالسّلام و ولی كامل، عیناً مانند موقعیت خورشید است كه نیازی به اعطای حجیت از ناحیه دیگری ندارد، و همانگونه كه گفته شد با رفتن و نشستن و دو كلمه سؤال كردن، انسان مطلب را میفهمد. بنابراین اگر او خواست عنایتی میكند و انسان متوجّه حقّ میشود و دیگر نیازی به وصایت نیست؛ در این صورت اگر هزار نفر هم بگویند او امام و ولی نیست، برای انسان روشن است.
چرا بزرگان برای خودشان وصی ظاهر تعیین میكنند؟
امّا اگر كسی ذاتاً به این موقعیت نرسیده باشد، باید برای رجوع به او دلیلداشت. اینجاست كه باید بسیار توجّه داشت چه تفاوت عمیقی بین این دو مطلب وجود دارد! لذا بزرگان برای خود وصی ظاهر تعیین میكنند؛ یعنی ای مردم بدانید كه من هستم كه به او حجیت و اعتبار میدهم، این امضای من است كه به این كاغذ اعتبار میدهد و اگر من آن را امضا نكنم، این شخص هم مثل بقیه افراد است. زیرا اگر او ولی بود دیگر مثل بقیه افراد نبود، و چون مثل بقیه است پس باید اعتبارش از ناحیه غیر افاضه شود.

