
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
23و این مطلب با مخفیكاری و به اصطلاح با قایمباشكبازی سازگار نیست؛ یعنی وصی ظاهر حتماً باید در ملأ عام معرفی شود، و حتماً باید در مورد او از طرف ولی، مكتوب وجود داشته باشد و إلّا وصایت او قابل خدشه است. در باب وصی ظاهری نمیتوان به قول یك نفر آن هم به صورتی كه به شخصی مخفیانه بگویند فلانی وصی ظاهر من است، استناد كرد؛ زیرا فرض این است كه او وصی ظاهر است، و اگر چنین است چرا او را به بقیه افراد معرّفی نمیكنند؟! مگر آنها معاندند و غلّ و غشّ دارند و یا خدای ناكرده انحراف دارند؟! این كار معنی ندارد.
بنابراین اگر منظور از وصی بودن شخص، وصی ظاهر است، باید وصی ظاهر در مقام اثبات، تأیید و مطلب تمام شده باشد؛ یعنی یا به صورت مكتوب، كه برای كسی جای حرف و اشكال نباشد، و یا اینكه او را در ملأ عام و یا لااقلّ به بیست نفر سی نفر، پنجاه نفر معرّفی كنند تا همه بدانند كه این شخص وصی ظاهر است. این مسأله اوّل بود كه لازم بود در جهت حلّ اشكال بیان شود.
آیا رجوع به وصی ظاهر برای همه افراد الزامی است؟
و امّا مسأله دوّم: آیا رجوع به وصی ظاهر برای همه افراد الزامی است و این مسأله هم مسألهای بسیار دقیق و مهم است. فرض كنید مرحوم آیة اللَه حاج شیخ عبّاس قوچانی وصی ظاهر مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه بوده و همه هم این را میدانستند و برای احدی جای تردید و شكی نبوده است؛ حال، آیا رجوع به این وصی ظاهر برای همه افراد از شاگردان ایشان الزامی است؟
پاسخ آن است كه: ابداً چنین الزامی در بین نیست؛ زیرا هر كسی راهی دارد. آیا علّامه طباطبائی و مرحوم آقا سید محمّدحسن الهی از آشیخ عبّاس قوچانی دستور میگرفتند؟! آیا آقای حدّاد از آشیخ عبّاس قوچانی دستور میگرفت؟! یعنی صرفاً چون مرحوم آشیخ عبّاس قوچانی وصی ظاهر است، پس باید حتّی آقای حدّاد هم به او مراجعه كند؟! این چه حرف بیپایه و اساسی است! شما بگوئید كدامیك از شاگردان مرحوم قاضی به آشیخ عبّاس قوچانی مراجعه كردند؟! حتّی یك نفر را مثال بزنید!
