اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى‏

0
عنوان بصری
جلسات

امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى‏

26
  • در اینجا ملاحظه می‌كنید كه مرحوم قاضی در زمان حیات خود به این شخص می‌گوید: بعد از من به آقای انصاری مراجعه كن، و در عین‌حال در همان موقع آشیخ عبّاس را وصی خود قرار می‌دهد.

  • لزوم اطاعت همه افراد از وصی ظاهر، تقدیم مفضول بر فاضل است‌

  • خداوند متعال برای هر فردی در ارتباطش با سیر و سلوك، راهی جدا قرار داده است؛ به یكی می‌گوید مسیر شما این است كه با فلان شخص رفاقت كنی و از

  • او دستور بگیری و استفاده كنی، و به افراد دیگری هم كه با این شخص در یك سطح نیستند و نمی‌توانند از او استفاده كنند، دستور دیگری می‌دهد. حال، اگر قرار بر این باشد كه ما بگوئیم: تمامی افراد موظّفند كه از وصی ظاهری كه استاد او را تعیین و در ملأ معرّفی كرده اطاعت كنند، لازمه‌اش تقدیم مفضول بر فاضل و تقدیم مرجوح بر راجح خواهد بود. و به قول شاعر:

  • ذات نایافته از هستی بخش‌***كی تواند كه شود هستی بخش؟1
  • آن كسی كه راهی را نرفته است، چطور می‌تواند برای بقیه افراد تعیین كننده باشد؟ و این مسأله مهمّی است كه باید جدّاً بدان توجّه نمود.

  • بنابر آنچه گذشت پاسخ اشكال‌ها داده شد؛ اشكال اوّل اینكه: چطور مرحوم آقا از اوّل أمر، به مرحوم حدّاد نرسیده بودند؟ اشكال دوّم اینكه: آیا هر شخصی كه به یك بزرگی می‌رسد، موظّف است كه جمیع مطالبی را كه او می‌گوید بپذیرد، یا اینكه آن مطالب را بر طبق حالات و مراتب او رده‌بندی و طبقه‌بندی كند؟ چنانكه عرض شد ما این اختلاف را در بینش مرحوم آقا نسبت به مرحوم آیة اللَه شیخ عبّاس قوچانی، و بالاتر نسبت به مرحوم آیة اللَه شیخ محمّدجواد انصاری و از همه بالاتر و در رتبه اعلا نسبت به مرحوم حاج سید هاشم حدّاد رضوان اللَه علیهم أجمعین مشاهده می‌كنیم؛ تا جائی كه دیدگاه ایشان نسبت به مرحوم حدّاد این بود كه می‌فرمودند: «اگر ایشان به من می‌گفتند این لیوان خون را بخورید من می‌خوردم» ولی نسبت به مرحوم انصاری این بود كه می‌فرمودند: «من در مسائل مورد اختلاف با ایشان احتیاط می‌كنم.» و امّا بینش و میزان اطاعت ایشان نسبت به حاج شیخ عبّاس قوچانی كه دیگر معلوم است در چه حدّ و مرتبه‌ای بوده است؛ و مقصود ما از مرتبه‌بندی و طبقه‌بندی منطقی همین است.

    1. امثال و حكم دهخدا، ج ٢، ص ٨٥٤، به نقل از عبدالرّحمن جامى.