
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
حقیقت مقام ولایت وامامت ائمه معصومین علیهم السلام شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 حضور و غيبت امام عليه السلام در هدايت و دستگيري افراد هيچ گونه دخالتی ندارد. 2 ارتباط انسان با امام مادّي نيست بلكه ارتباط قلبي و ملكوتي است. 3 وجود مبارك امام عليه السّلام «كتاب مبين» است. 4 در وجود امام، حقيقتي نهفته است كه آن حقيقت، علّت خلقت و علّت دوام خلقت جميع موجودات است. 5 امام از خود افراد و ادراكات آنها به آنان نزديكتر است زيرا إحاطة علّي به موجودات دارد. 6 در عالم خلقت، نسخة اصلي وجود همۀ موجودات امام عليه السلام است. 7 در روايات «امام مبين» تعبير به نفس معصومين عليهم السلام شده است. 8 كلام امام زمان عليه السلام دربارة عدم تأثير غيبت در ارتباط بين ايشان و مردم. 9 تقاضاي حضرت آية اللَه سيد محمد محسن طهرانی از حضرت آقاي حاج سيد هاشم حدّاد دربارة دستوري راجع به ديدن حضرت وليعصر ارواحنا فداه و جواب حضرت آقاي حدّاد رضوان اللَه عليه. 10 ملاك در قرب و بعد ظاهري نيست بلكه تنها ملاك معرفت است و بس. 11 كلام عرشي حضرت وليعصر ارواحنا فداه دربارة جايگاه رفيع امامت. 12 «ولايت» يعني إحاطۀ علّي و واقعي بر همۀ مقدّرات و نفوس
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
5مقدّمهای مهم در پاسخ به اشكال رجوع به فرد ناقص
باید دانست كه: مهمترین مسأله در هدایت و دستگیری انسان و ارتباط انسان و پروردگار، عبارت است از: تسلیم بودن، و خلوص نیت، و تفویض امر به پروردگار؛ و این مطلب محور تمام حالات و حركات و سكنات انسان را در سیر و سلوك تشكیل میدهد.
انسان باید در تفویض امر و خلوص نیت و تسلیم در برابر مشیت الهی صادق باشد و خود را فریب ندهد؛ وقتی چیزی را صحیح تشخیص داد دیگر پردهپوشی نكند؛ اگر حقیقتی برای او روشن شد دیگر به لَیتَ و لَعَلَّ و كتمان و نفاق نگذراند؛ و همانطور كه قبلًا عرض شد: مسأله مهم برای انسان در سیر و سلوك آن است كه به آنچه میداند عمل كند. برای سالك كتمان و إخفاء معنا ندارد، قایمباشكبازی و دورویی معنا ندارد، نفاق معنا ندارد.
سالك پیوسته باید بر اساس فهم و یقین به دنبال مطلوب حركت نماید
حقیقتی را كه انسان ادراك میكند باید به دنبال آن برود. سالك باید به دنبال مطلوب باشد؛ یعنی به دنبال آن مشیت و تقدیری باشد كه خداوند متعال آن را برای انسان مقدّر میكند، و بایستی بر طبق فهم و بینش و یقینی كه به واسطه جهات مختلف ممكن است برای انسان پیدا شود، حركت كند. و این امری بس مهم است.
اختلاف در كیفیت مقدّرات الهی برای سالك مهم نیست
اختلاف در نوع و كیفیت مقدّرات برای انسان مهم نیست. اینكه چرا خدا امروز این مطلب را برای او مقدّر كرده و فردا چیزی دیگر مقدّر میكند، به او ربطی ندارد؛ زیرا خدا آن را بر اساس مصلحت مقدّر كرده است. اینكه چرا یك روز باید أمیرالمؤمنین امام شود و روز دیگر امام مجتبی، به ما مربوط نیست؛ وظیفه ما این است كه وقتی أمیرالمؤمنین هست باید به غیر از مشیت و خواست او عمل نكنیم. اگر او رفت و امام مجتبی آمد، آن حضرت میشود مظهر أمیرالمؤمنین، و وقتی اماممجتبی رفت و سیدالشّهداء آمد، آن حضرت برای ما مانند أمیرالمؤمنین است.
