اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى‏

19٬947
عنوان بصری
جلسات

معمولاً بعد از ارتحال هر ولی الهی سالکان و رهروان طریق با مسائل و مشکلات عدیده ای روبرو می گردند و متاسفانه شیطان هم در این برهه از هیچ تلاشی برای تفرق و جدایی بین مومنین فروگذار نمی کند. بعد از ارتحال علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه این مشکل به نحوی گسترده و شایع بروز و ظهور پیدا کرد که موجب برداشت های کاملا متضاد و متناقض از راه و مسیر این رادمرد الهی گردید. بر این اساس فرزند خلف ایشان استاد فقید حضرت آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی که خود از نزدیک شاهد مشی و طریق تربیت و هدایت حضرت والدشان بوده اند بعد از روشنگریهای فراوان و سفرهای متعدد و سخنرانیهای متناوب، در این جلسه با تبرک از حدیث شریف عنوان بصری به شرح و توضیح مفصل قضایا پرداختند. ایشان با بیان وضعیت شیعیان و تابعین حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین در زمان غیبت و حتی حضور که غالباً در حصر بودند به نحوه تبعیت و پیروی سالکان راه خدا در زمان دسترسی و یا عدم دسترسی به استاد و ولیّ الهی اشاره میکنند و تنها راه سعادت سالک را تسلیم بودن محض وتفویض امر به پروردگار میدانند و می فرمایند که اگر انسان بین خود و خدای خود صادق باشد و بر اساس یقینیات عمل نماید، موجبات دستگیری و هدایت برای او فراهم خواهد شد. ایشان در خاتمه با اشاره به موارد و مسائل مشابه که بعد از فوت اولیاء پیش می آید به طور خاص به وضعیت بعد از ارتحال علامه طهرانی اشاره می کنند و ضمن ردّ تعیین وصی ظاهر از سوی ایشان و اعوجاج و مبالغه هایی که در این زمینه صورت گرفته می فرمایند که بر اساس حکم عقل و منطق دلیلی بر الزام متابعت از وصی ظاهر وجود ندارد و در صورت عدم دسترسی به ولیّ الهی باید با سپردن امور به حضرت باری تعالی از مشورت افراد خبیر بهره گرفت تا انشاءالله گشایشی حاصل گردد.

امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى‏

توضیحات:

معمولاً بعد از ارتحال هر ولی الهی سالکان و رهروان طریق با مسائل و مشکلات عدیده ای روبرو می گردند و متاسفانه شیطان هم در این برهه از هیچ تلاشی برای تفرق و جدایی بین مومنین فروگذار نمی کند. بعد از ارتحال علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه این مشکل به نحوی گسترده و شایع بروز و ظهور پیدا کرد که موجب برداشت های کاملا متضاد و متناقض از راه و مسیر این رادمرد الهی گردید. بر این اساس فرزند خلف ایشان استاد فقید حضرت آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی که خود از نزدیک شاهد مشی و طریق تربیت و هدایت حضرت والدشان بوده اند بعد از روشنگریهای فراوان و سفرهای متعدد و سخنرانیهای متناوب، در این جلسه با تبرک از حدیث شریف عنوان بصری به شرح و توضیح مفصل قضایا پرداختند. ایشان با بیان وضعیت شیعیان و تابعین حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین در زمان غیبت و حتی حضور که غالباً در حصر بودند به نحوه تبعیت و پیروی سالکان راه خدا در زمان دسترسی و یا عدم دسترسی به استاد و ولیّ الهی اشاره میکنند و تنها راه سعادت سالک را تسلیم بودن محض وتفویض امر به پروردگار میدانند و می فرمایند که اگر انسان بین خود و خدای خود صادق باشد و بر اساس یقینیات عمل نماید، موجبات دستگیری و هدایت برای او فراهم خواهد شد. ایشان در خاتمه با اشاره به موارد و مسائل مشابه که بعد از فوت اولیاء پیش می آید به طور خاص به وضعیت بعد از ارتحال علامه طهرانی اشاره می کنند و ضمن ردّ تعیین وصی ظاهر از سوی ایشان و اعوجاج و مبالغه هایی که در این زمینه صورت گرفته می فرمایند که بر اساس حکم عقل و منطق دلیلی بر الزام متابعت از وصی ظاهر وجود ندارد و در صورت عدم دسترسی به ولیّ الهی باید با سپردن امور به حضرت باری تعالی از مشورت افراد خبیر بهره گرفت تا انشاءالله گشایشی حاصل گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى‏

18
  • امام آن کسی نیست که به یک نفر یواشکی بگویند. حالا اگر به یک نفر نگفته باشند، ولیّ خودش می‌آید خودش را در دلها جا می‌اندازد، نیاز به وصایت ندارد و الاّ ولیّ نیست و امام نیست.

  • امام صادق علیه السلام از دنیا رفته، مردم متحیّرند چه‌کار کنند. بعضی‌ها می‌گویند دیگر تمام شد. بعضی‌ها می‌گویند این‌طور شد. چند‌تا از اصحاب نشستند همین‌طور که صحبت می‌کنند: یک‌دفعه می‌بینند یک مردی دارد اشاره می‌کند: بیائید! می‌ترسند، خیال می‌کنند جاسوس خلیفه است، حرف‌ها را شنیده، آنجا موقعیّت، موقعیّت بسیار خطیری بود. بعد اینها را می‌آورد در خانه موسی بن جعفر. وارد می‌شوند. [می گوید] بیائید داخل! فلانی! فلانی! فلانی! بلند شوید بیائید داخل، می‌آیند داخل. [امام می فرماید] «آیا راجع به من صحبت می‌کردید؟ سؤال کنید!» 1خوب، این امام است. چه کسی [به او] گفته بود؟ آیا اینها به توصیه یواشکیِ فرض کنید که امام صادق، بلند شدند رفتند؟ اینها که اصلاً خبر نداشتند!

  • پس این مسئله امامت و مسئله ولایت، اساساً جدا است و اصلاً ربطی به وصایت ندارد. وصایت باید برای فردی باشد که آن فرد لولا (بدون) حجّیت، [کسی] به او رجوع نمی‌کند. یعنی حجّیت، حجّیت تعبدیّه است که از ناحیه حجّت عنایت می‌شود.

  • مثلاً فرض کنید که ما در مورد حجّیت خبر واحد چه می‌گوییم؟ بر طبق روایاتی که از ائمّه علیهم السّلام هست، ائمّه می فرمایند: اگر فردی مورد وثوق شما بود، ما آن را بر شما حجّت قرار دادیم؛ شما می‌توانید مراجعه کنید. البتّه بنابراین که ما حجّت خبر واحد را از ناحیه تعبّدی بدانیم، نه از ناحیه سیره عقلایّه و امثال ذلک! یعنی اگر یک نفر آمد، شما نمی‌دانید که این شخص صالح هست یا صالح نیست و اگر امام فرمود حرف این را بپذیر، ما می‌گوییم سمعاً و طاعتاً، می‌پذیریم. امّا به تنهایی نمی‌پذیریم. معنایش همین است دیگر!

  • امّا سؤالی که از شما می‌کنم: آیا در مورد خبر متواتر، یک خبری که هزار نفر نقل بکنند، آیا امام می‌گوید خبر متواتر را بپذیرید؟ این که گفتن ندارد. چه امام بگوید، چه امام نگوید، ما این خبر متواتر را می‌پذیریم. چرا؟ چون حجّیتش ذاتی است. خبری که هزار نفر نقل بکنند، این علم آور است. شما دیگر در آن شک نمی‌کنید. به‌خصوص که این تواتر، تواتر لفظی باشد.

    1. رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 351؛ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 331.
/ 613