
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
معمولاً بعد از ارتحال هر ولی الهی سالکان و رهروان طریق با مسائل و مشکلات عدیده ای روبرو می گردند و متاسفانه شیطان هم در این برهه از هیچ تلاشی برای تفرق و جدایی بین مومنین فروگذار نمی کند. بعد از ارتحال علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه این مشکل به نحوی گسترده و شایع بروز و ظهور پیدا کرد که موجب برداشت های کاملا متضاد و متناقض از راه و مسیر این رادمرد الهی گردید. بر این اساس فرزند خلف ایشان استاد فقید حضرت آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی که خود از نزدیک شاهد مشی و طریق تربیت و هدایت حضرت والدشان بوده اند بعد از روشنگریهای فراوان و سفرهای متعدد و سخنرانیهای متناوب، در این جلسه با تبرک از حدیث شریف عنوان بصری به شرح و توضیح مفصل قضایا پرداختند. ایشان با بیان وضعیت شیعیان و تابعین حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین در زمان غیبت و حتی حضور که غالباً در حصر بودند به نحوه تبعیت و پیروی سالکان راه خدا در زمان دسترسی و یا عدم دسترسی به استاد و ولیّ الهی اشاره میکنند و تنها راه سعادت سالک را تسلیم بودن محض وتفویض امر به پروردگار میدانند و می فرمایند که اگر انسان بین خود و خدای خود صادق باشد و بر اساس یقینیات عمل نماید، موجبات دستگیری و هدایت برای او فراهم خواهد شد. ایشان در خاتمه با اشاره به موارد و مسائل مشابه که بعد از فوت اولیاء پیش می آید به طور خاص به وضعیت بعد از ارتحال علامه طهرانی اشاره می کنند و ضمن ردّ تعیین وصی ظاهر از سوی ایشان و اعوجاج و مبالغه هایی که در این زمینه صورت گرفته می فرمایند که بر اساس حکم عقل و منطق دلیلی بر الزام متابعت از وصی ظاهر وجود ندارد و در صورت عدم دسترسی به ولیّ الهی باید با سپردن امور به حضرت باری تعالی از مشورت افراد خبیر بهره گرفت تا انشاءالله گشایشی حاصل گردد.
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
توضیحات:
معمولاً بعد از ارتحال هر ولی الهی سالکان و رهروان طریق با مسائل و مشکلات عدیده ای روبرو می گردند و متاسفانه شیطان هم در این برهه از هیچ تلاشی برای تفرق و جدایی بین مومنین فروگذار نمی کند. بعد از ارتحال علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه این مشکل به نحوی گسترده و شایع بروز و ظهور پیدا کرد که موجب برداشت های کاملا متضاد و متناقض از راه و مسیر این رادمرد الهی گردید. بر این اساس فرزند خلف ایشان استاد فقید حضرت آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی که خود از نزدیک شاهد مشی و طریق تربیت و هدایت حضرت والدشان بوده اند بعد از روشنگریهای فراوان و سفرهای متعدد و سخنرانیهای متناوب، در این جلسه با تبرک از حدیث شریف عنوان بصری به شرح و توضیح مفصل قضایا پرداختند. ایشان با بیان وضعیت شیعیان و تابعین حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین در زمان غیبت و حتی حضور که غالباً در حصر بودند به نحوه تبعیت و پیروی سالکان راه خدا در زمان دسترسی و یا عدم دسترسی به استاد و ولیّ الهی اشاره میکنند و تنها راه سعادت سالک را تسلیم بودن محض وتفویض امر به پروردگار میدانند و می فرمایند که اگر انسان بین خود و خدای خود صادق باشد و بر اساس یقینیات عمل نماید، موجبات دستگیری و هدایت برای او فراهم خواهد شد. ایشان در خاتمه با اشاره به موارد و مسائل مشابه که بعد از فوت اولیاء پیش می آید به طور خاص به وضعیت بعد از ارتحال علامه طهرانی اشاره می کنند و ضمن ردّ تعیین وصی ظاهر از سوی ایشان و اعوجاج و مبالغه هایی که در این زمینه صورت گرفته می فرمایند که بر اساس حکم عقل و منطق دلیلی بر الزام متابعت از وصی ظاهر وجود ندارد و در صورت عدم دسترسی به ولیّ الهی باید با سپردن امور به حضرت باری تعالی از مشورت افراد خبیر بهره گرفت تا انشاءالله گشایشی حاصل گردد.
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
27در خود زمان مرحوم قاضی، مرحوم قاضی به شاگردانشان میگفتند: به آقاشیخ جواد انصاری مراجعه کنید! با اینکه وصّی ظاهر تعیین کردند علاّمه طباطبائی کجا مراجعه کرد؟ اصلاً مگر ممکن است یک شخصی که در یک مرتبه بالاتر است به یک وصّی ظاهری مراجعه کند که در مرتبه پایینتر است؟ اصلاً مگر عقلاً میشود؟ خوب این همان فرو افتادن در خطر است.
اگر هر کسی بر این بینش و بر این حرکت و بر این روش [سلوک نماید] نه مسئلهای پیش میآید، نه تضادّی پیش میآید، نه قضیّهای پیش میآید.
مثل اینکه فرض بکنید که یک عدّه هستند ـ ده، بیست نفر ـ این میگوید: من از فلان مرجع تقلید میکنم. آن میگوید: من از فلان مرجع. تو سر هم کسی میزند؟ ناراحتی ندارد، خیلی خوب، آقا شما از این مرجع تقلید کن، من از آن مرجع. او میگوید: سهتا سبحان الله. آن میگوید: یک سبحان الله کافی است. او میگوید: یکدفعه آب ریختن کفایت میکند، آن [دیگری می گوید] سه دفعه. خوب این دعوایی ندارد. آن دیگر مشکلی ندارد. راه خدا که دیگر دعوا ندارد. راه خدا که دیگر تو سر هم زدن ندارد. راه خدا که دیگر تحمیل ندارد. خدا برای شما این راه را انتخاب کرده! بسیار خوب. برای من این راه را. خوب فردا جایمان را عوض میکنیم؛ ما در این راه، شما را در این راه. یا هر دو در یک راه، یک مسیر. اینها تمامش ناشی از جهل است و ناشی از ناپختگی و خامی است که این [مشکلات] را بار میآورد. این حقیقت سلوک است.
لذا امام صادق علیه السّلام به عنوان بصری میخواهد این را بگوید که: بودن و نبودن من در سلوک دخالت ندارد. دستورات را به تو میدهم، برو عمل کن. من در مدینه باشم یا نباشم. من در زندان باشم یا نباشم. به من دسترسی داشته باشی یا نداشته باشی؛ تو برو عمل کن، منِ ولیّ از پشت سر تو را حمایت میکنم. منِ امام -علیه السّلام- دل تو را در دست دارم. منِ امام -علیه السّلام- هستم که دارم تو را حرکت میدهم. حضرت این را میخواهد بگوید. حالا ما طور دیگر تصوّر میکنیم: «آقا حتماً باید ملاقات باشد.» «هفتهای یکبار باید ملاقات باشد.» سلوک این حرفها را ندارد. ملاقات بخواهد باشد، خودش درست میکند. نخواهد باشد، خودش درست نمیکند. تمام اینها خلاف است.
