اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

10
  • خود ایشان چند بار فرمودند:

  • آنچه را که برای حرکت یک انسان است، ما در طول این مدّت بیان کردیم و وظیفه‌مان را انجام دادیم؛ حالا بعد از من چه پیش خواهد آمد، دیگر به من مربوط نیست، هیچ ارتباطی به من ندارد، اصلاً به من ربطی ندارد، هر کسی خودش می‌داند، هر کسی خودش وظیفه‌اش را تشخیص می‌دهد، خدا به شما عقل داده، عقلتان را به کار بیندازید، بچّه که نیستید!

  • آخر بچّگی تا کی؟! عقلتان را به کار بیندازید. خدا به شما قرآن داده، خدا به شما روایات داده، سیره ائمّه داده، روایات از ائمّه داده، پس این روایات را برای در و دیوار گفتند؟! این روایات برای کیست؟! این معارفی که در این کتب از بزرگان به دست ما رسیده، این معارف را برای چه کسی نوشتند؟ اینها برای من و شمایی است که با چشم باز و با عقل روشن و با راهنمایی‌هایی که انسان از فردی که یقین به صحّت مطالب او دارد بیاید آنها را به کار ببندد؛ برای این آمدند گفتند. ایشان بارها فرمودند: «ما وظیفه‌مان را انجام دادیم.» خیلی خوب؛ اما اینکه حالا بلند شوند بیایند تکلیف تعیین کنند؛ این آقا وزیر است، آن آقا وکیل است، آن آقا نمی‌دانم نائب است، این کار بکنید، نزد این آقا این‌طور بروید، نزد آن…؛ اینها همه بازی است.

  • امام حسین علیه السلام داعی و هادی انسان ها به توحید

  • یک شخصی که به مقام توحید رسیده است غیر از اجراء مشیّت پروردگار کاری نمی‌تواند انجام بدهد. سیّدالشّهدا علیه السّلام در روز عاشورا تنها مسئله‌ای که با آن مواجه بود، مسئله بعد از شهادت بود. اهل‌بیت آن حضرت وقتی که با حضرت صحبت می‌کردند، نمی‌گفتند: چرا الآن شهید می‌شوید؟ چرا شما را می‌کشند؟ می‌گفتند: بعد از کشتن، ما چه کنیم؟ این را سؤال می‌کردند. خوب آنها نگاه می‌کردند این مشت مردم را می‌دیدند دیگر؛ این مردمی که نه دین دارند، نه ایمان دارند، نه وجدان دارند. امام حسین علیه السّلام در بعضی از اوقات که با اینها صحبت می‌کرد، اصلاً از ایمان حرف نمی‌زد، اینکه ایمان ندارد. می‌گفت: یا شیعة ءَالِ أبی سُفیان! إن لَم یَکُن لَکم دینٌ و کُنتُم لا تَخافونَ الْمعادَ، فَکونوا أحرارًا فی دُنیاکُم!1 «گیرم که دین ندارید، که ندارید و از معاد نمی‌ترسید، نترسید، آخر این حس عُروبیّت که این‌قدر به آن افتخار می‌کنید و حریّت و اینها کجا رفته، وجدانتان کجا رفته، حریّتتان کجا رفته است؟» من هنوز زنده هستم، شما دارید به خیام حمله می‌کنید. خوب این بچه‌ها چه گناهی کردند؟ شما بیایید مرا بکشید؛ اگر قدرت داشته باشم دفاع می‌کنم، اگر قدرت هم نداشته باشم خوب می‌افتم روی زمین. دین ندارند که حالا حضرت با آنها با دین صحبت بکند. ولی حضرت در این حال به آنها چه می‌گوید؟ از یک ناحیه آنها را امر به صبر و اتّکاء بر پروردگار می‌کند؛ امیدتان فقط به خدا باشد، به من سیّدالشّهدا هم امید نداشته باشید، امام حسین این را می‌گوید. مکتب امام حسین این است! می‌گوید منِ امام حسین و منِ امام هم، به من امید نداشته باشید، من یک روز می‌افتم، ببینید الآن دارم می‌افتم روی زمین، الآن می‌افتم روی زمین و همین شمر سر من را می‌بُرد و من قدرت اینکه او را کنار بزنم ندارم، این‌قدر تیر به من می‌زنند، این‌قدر خون از بدن من می‌رود که من قدرت اینکه دستم را حرکت بدهم ندارم. این منِ امام حسین هستم؛ به من اتکاء نکنید، به یکی اتکاء کنید که روی زمین نمی‌افتد، به یکی اتکاء کنید که دیگر شمر نمی‌تواند سر او را بِبُرد، به یکی اتکاء بکنید که من و امثال من، به دنبال او هستیم و هدف ما رسیدن به اوست.

    1. لمعات الحسین، ص 86