اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
11امام حسین که از دنیا نرفت برای اینکه مردم یک عِدّه بیایند برای او سینه بزنند و گریه بکنند. حالا اگر فرض کنید که یک عدّه نیایند و گریه نکنند و سینه نزنند، این امام حسین باید غصّه بخورد: ای داد و بیداد این همه رنج و زحمت و کاری که ما کردیم همهاش به باد فناء رفت؟! حالا فرض کنید که به حرم امام حسین کسی نرود، زیارت حضرت را کسی نکند، گفت:
گر جمله عالم شوند کافر *** بر دامن کبریاش ننشیند گَرد آن حضرت در یک مقامی است که تمام عالَم، مِن الأوّلِ إلی الآخِر، ملائکه، جن، انس، بیایند و اگر قرار باشد بر اینکه خدا یک موی حضرت را، فقط یک موی حضرت را، برکت او را به تمام اوّل و آخر تقسیم کند، همه بهشتی هستند؛ اینطوری است؛ فقط یک موی ایشان!
یک وقتی مرحوم آقای شیخ حسن نوری همدانی از دوستان مرحوم پدرمان بود، مرد خوبی بود -خدا إنشاءالله همه اموات ما را غریق رحمت کند- داشت برای مرحوم آقا یک شعری میخواند که:
یا علی! گر به حشر، قنبر تو، سایه بر گبرِ محشر اندازد *** جای دارد که ابر رحمتِ گبر، سایه بر اهل محشر اندازد آقا فرمودند:
عین حقّ است آقا! حقّ است؛ فرمودند: «وَ الله هذا حَقٌّ وَ أنَا بِهِ أدِین؛ من هم خودم معتقد و متدیّن هستم.»
این سیّدالشّهدا همین است؛ اوّل و آخر باید بیاید بر سر خود بزند تا اینکه در این درگاه او راهشان بدهد. حالا امام حسین برای چه آمد اصلاً این کار را کرد؟ برای چه؟ برای اینکه مردم را به توحید دعوت کند. این سیّد الشّهدائی که این همه الآن ارزش دارد، ارزش سیّدالشّهدا برای این نیست که بیاید شهید بشود و بعد مردم به دیدنش و به زیارتش بیایند ؛ ارزش سیّدالشّهدا برای این است که تمام خود و أقرباء خود و اصحاب خود و ذراری خودش را فدای توحید کرد؛ این است قضیّهاش و اگر غیر از این بود، ما به زیارتش نمیرفتیم. کسی که به خود دعوت کند، ما به زیارت او نمیرویم؛ کسی که به او دعوت کند، باید به زیارتش رفت!

