
اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
آنچه که در این گفتار به آن اشاره می رود ابتدا به گذری بر مسئله سلوک است که سالک باید نفس و حجاب های نورانی و ظلمانی عبور نماید و روش افراد برای طی این مسیر با یکدیگر متفاوت است و لذا سالک نمی تواند خود را با دیگری مقایسه نماید و صحیح آن است که به فکر خود و گرفتاریهای خود باشد چرا که در غیر اینصورت فرصت ها را از دست خواهد داد و از راه باز خواهد ماند. در ادامه استاد فقید به نکته بسار مهمی اشاره می نمایند و آن اینکه پدیده ها و شرایط محیط بر برداشت انسانها اثر می گذارند و این اولیاء خدا هستند که در نظر اول تمام خصوصیات سالک را در احاطه خود دارند. حضرتشان بعد از اشاره به وقایع عاشورا و درخواست نوشتن وصایت پیامبر و نیز طرح زندگی و مشی بزرگان و اولیای خدا هدف از نوع نگاه آنان به بعد از حیات خود را، طرح مسئله اساسی توحید و تربیت آنان بر این اساس و منهاج قویم تلقی می نمایند.
اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
5دلیلش این است که بعد صد سال میگوییم: عجب! من اشتباه کردم، عجب، ما خیال میکردیم تو اینطوری هستی. خیال شما صحیح نبوده است، شما نمیبایست توقّع داشته باشی! [علت] این که بسیاری از موارد، انسان پس از گذشت سالها و پس از گذشت مراحل، یک مرتبه متوجّه یک اشتباهی، خطایی و نکتهای در رفیقش میشود که انتظار [آن را] نداشت، بهخاطر این است که به خصوصیّاتش اطّلاع پیدا نکرده؛ خیال میکرده اینطوری است؛ یک مرتبه یک مسئلهای را از او میبیند، آنوقت او خیلی بیتوقع میشود، برای او خیلی مسئله پیدا میشود.
احاطۀ اولیاء خدا به خصوصیات افراد
امّا اولیاء خدا، از اوّل وقتی که به او نگاه میکنند، تمام خصوصیّات شخص جلوی چشم [آنان] است که او کیست، محور نفس او بر چه محوری هست، دارای چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتّی هست، چه استعدادی دارد. اینها یک مسئلهای است که با هزار سال روانکاوی و روانپزشکی یک شخص نمیتواند به او برسد، چون در محدوده قدرت او نیست. بله، آثاری از این را ما میتوانیم در مقام بروز و در مقام ظهور ادراک بکنیم.
فرض کنید که یک شخصی خیلی بخشنده است، میگویید: او دارای حالت جود و کرم است، یکمرتبه در یکجا میبیند او، این کار را انجام نداد! [پیش خود میگویید:] اگر تو بخشنده و جواد بودی پس چرا اینجا [چنین کاری را] انجام ندادی؟!
قضیّه نفس مثل این برنامههایی است که برای کامپیوتردرست میکنند؛ یک نقاطی میگذارند که وقتی که این سیستم اینها را میخواند، حرکت میکند، میآید به آن نقطه که میرسد توقف میکند، جای خالی برایش در آنجا میگذارند، تمام دستگاه میایستد. حالا اگر شخصی بر آن نفس اشراف داشته باشد، آن نقطه خالی را هم میبیند، مقابلش را هم تشخیص میدهد، آن نقطه کجاست، آن نقاط خالی کجاست و امثالهم. اگر انسان آن نقاط را نبیند، مسائل را به آن نقاط گسترش میدهد، یکدفعه خرابکاری میشود، یکدفعه همه چیز به هم میریزد! اینجاست که میگویند: «نسبت به هر کسی انسان نمیتواند به این زودی حکم کند» چرا؟
