
اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
آنچه که در این گفتار به آن اشاره می رود ابتدا به گذری بر مسئله سلوک است که سالک باید نفس و حجاب های نورانی و ظلمانی عبور نماید و روش افراد برای طی این مسیر با یکدیگر متفاوت است و لذا سالک نمی تواند خود را با دیگری مقایسه نماید و صحیح آن است که به فکر خود و گرفتاریهای خود باشد چرا که در غیر اینصورت فرصت ها را از دست خواهد داد و از راه باز خواهد ماند. در ادامه استاد فقید به نکته بسار مهمی اشاره می نمایند و آن اینکه پدیده ها و شرایط محیط بر برداشت انسانها اثر می گذارند و این اولیاء خدا هستند که در نظر اول تمام خصوصیات سالک را در احاطه خود دارند. حضرتشان بعد از اشاره به وقایع عاشورا و درخواست نوشتن وصایت پیامبر و نیز طرح زندگی و مشی بزرگان و اولیای خدا هدف از نوع نگاه آنان به بعد از حیات خود را، طرح مسئله اساسی توحید و تربیت آنان بر این اساس و منهاج قویم تلقی می نمایند.
اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
7فلهذا همانطوریکه عرض شد هر شخص برای رسیدن به آن مقام فعلیّت تامّه خود و رفع نقائص خود، باید به خود بپردازد، به دیگری نباید کاری داشته باشد.
تأکید بر بهره بردن از محضر اولیاء و پرهیز از اشتغال به حواشی
به نظر میرسد در آن جلسه قبل عرض شد که من خودم خدمت مرحوم آقای حدّاد بودم و افراد عدیده و زیادی نزد ایشان میآمدند و میرفتند. بعضی از اینها فقط کارشان این بود که نزد ایشان بیایند و ببینند چه کسی در این مجالس میآید و چه کسی میرود! یعنی دلشان خوش بود به اینکه امشب فلان آقا از نجف برای دیدن آقای حدّاد آمد! و اگر یک شب نمیآمد، اینها ناراحت میشدند که چه شده نیامده؟! کسی به ایشان حرفی زده؟! زیر پای او نشستند؟! از آقای حدّاد برای او گفتند؟! آن موقع موقعیّت اینطور بود دیگر؛ فلان کس آمده، خوب خیلی خوب، آن نیامده، این چه شد؟! آن چه شد؟! اصلاً نگاه نمیکرد که این سیّد بزرگوار، این کیمیایی که مانندش نیست، این شخصی که هر لحظهاش به دنیا و آخرت برای انسان ترجیح دارد، از دهانش چه در میآید، از نگاهش چه فهمیده میشود، از حضورش برای انسان چه خیرات و برکاتی پیدا میشود؛ هیچ این مطالب مورد نظر نبود، فقط چه کسی میآید، چه کسی میرود؟ خوب این یک طور است دیگر!
بعضیها بودند میآمدند و به هیچ چیز هم کار نداشتند، به هیچ چیز؛ میآمدند در خدمت ایشان، بهره را میگرفتند. [به اینکه] چه کسی میآید، چه کسی میرود، چه کسی میماند، چه کسی یک در میان میآید، چه حرفهایی در آنجا زده میشود، به هیچ چیز اینها کار نداشتند. آنوقت بهره اینها زیاد بود و اینها افرادی بودند که آمدند و بردند؛ بقیّه ماندند، بقیّه در تماشا ماندند، فقط تماشا میکردند! لذا انسانی که به فکر خودش است و به فکر بیچارگی و بدبختی خودش هست، به تماشا نباید وقتش را بگذراند، به حرف و نقل نباید وقت را بگذراند. من به شما بگویم این را، شما هم خودتان میدانید، گفتن ندارد، امّا از باب ﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾1 «انسان باید بگوید تا یک مؤمنی نفع ببرد.» -خداوند ما را مشمول و مصداق مؤمنین قرار بدهد- اگر یک دقیقه از وقتمان را ما به این گذراندیم که چه کسی میآید و چه کسی میرود؟ من در اینجا به شما تضمین میدهم بر این یک دقیقه هیچ ثوابی به ما عنایت نخواهد شد، هیچ!
- . الذاريات، 55
