اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

آنچه که در این گفتار به آن اشاره می رود ابتدا به گذری بر مسئله سلوک است که سالک باید نفس و حجاب های نورانی و ظلمانی عبور نماید و روش افراد برای طی این مسیر با یکدیگر متفاوت است و لذا سالک نمی تواند خود را با دیگری مقایسه نماید و صحیح آن است که به فکر خود و گرفتاریهای خود باشد چرا که در غیر اینصورت فرصت ها را از دست خواهد داد و از راه باز خواهد ماند. در ادامه استاد فقید به نکته بسار مهمی اشاره می نمایند و آن اینکه پدیده ها و شرایط محیط بر برداشت انسانها اثر می گذارند و این اولیاء خدا هستند که در نظر اول تمام خصوصیات سالک را در احاطه خود دارند. حضرتشان بعد از اشاره به وقایع عاشورا و درخواست نوشتن وصایت پیامبر و نیز طرح زندگی و مشی بزرگان و اولیای خدا هدف از نوع نگاه آنان به بعد از حیات خود را، طرح مسئله اساسی توحید و تربیت آنان بر این اساس و منهاج قویم تلقی می نمایند.

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

9
  • یک عبارتی مرحوم آقا در کتابشان از مرحوم آقای حجّت نقل می‌کنند که بسیار عبارت عجیبی است و یک نتیجه من می‌خواهم از این، برای خود ایشان بگیرم. ایشان در آن کتاب دارند که وقتی که مرحوم آقای حجّت می‌خواست از دنیا برود گفت: آن مُهرش را بیاورند، مُهری که با آن مُهر می‌کرد بیاورند و بعد جلوی همه اقربا و نزدیکان که دور او بودند آن مُهر را می‌شکند و می‌گوید:

  • بیندازید دور، خیلی‌ها خواستند مرا گولم بزنند، در این دنیا خواستند مرا گول بزنند، اما من گول نخوردم. یعنی از این اقربا و فلان و این حرفها، خیلی‌ها خواستند راه مرا تغییر بدهند، مسیر مرا تغییر بدهند من اصلاً گول نخوردم و کسی نتوانست مرا از آن راه و مسیری که دارم عوض کند.

  • ولی می‌زند آن مُهر خودش را می‌شکند. این بسیار مرد بزرگی است، این حرف، یک حرف عادی نیست. ایشان می‌خواهند این را بگویند که: هر کس یک تکلیفی دارد، به من مربوط نیست که بعد از من ورثه من به چه روزی خواهند افتاد؛ من یک تکلیف و یک حسابی دارم، باید آن حسابم را بروم پس بدهم.

  • مرحوم پدر ما این‌طور بود؛ حساب و کتاب برای خودش باقی نگذاشت؛ یعنی چه؟ یعنی من در این مدّت آمدم، از این زمان تا این زمان این حصّه‌ای که از دنیا داشتم، این حصّه را بردم، به هیچ چیز دیگر هم کاری ندارم؛ نه به فرزندانم کار دارم، نه به رفقایم کار دارم، نه به خویشاوندان خود کار دارم، به هیچ چیز کار ندارم، مطالب را در حدود وظیفه برای همه بیان کردم؛ یعنی واقعاً مسئله این‌طور است. بَینی و بَین الله -حالا یک شخصی ممکن است خلاف این برایش باشد- بَینی و بَین الله، ایشان آن مقداری که برای رسیدن به هدف، حرکت در این دنیا، حرکت کمالیّه، عمل انسان، در ارتباط با خدا، مسائل شخصی، داخلی، رفاقتی، خارجی، معاشرتی و معاملاتی، آنچه که باید باشد گفتند.