معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
13استعداد انسان برای ورود به عالم توحید
توحید یک خصوصیّات و یک آثاری دارد، امّا ما وقتی که به خودمان نگاه میکنیم میبینیم درست برخلاف توحید داریم حرکت میکنیم. میخواهیم به یک منفعتی برسیم، آن منفعت را برای خود برداریم. اگر از ما بخواهند که منفعتی را به دیگری بدهیم؛ میگوییم: نه! معلوم میشود این شخص به توحید نرسیده است. به زن زیبایی میرسیم میخواهیم آن زن زیبا زوجه خود ما باشد. امّا وقتی رفیق ما در کنار ما هست و او هم هنوز زن نگرفته، فرض کنید که ما هم زن نگرفتیم؛ آیا با خودمان هیچ فکر می کنیم که این زن زیبایی که دارای این اخلاق و خصوصیّات و عفت و نجابت است، این را اوّل به رفیقمان بدهیم؟! هیچ با خودمان این فکر را کرده ایم؟ نه! این خلاف توحید است. یک مالی هست میخواهند تقسیم کنند، خداخدا میکنیم قرعه به نام ما بیفتد. حالا ممکن است رفیق ما احتیاج بیشتری داشته باشد، میگوییم نه! این خلاف توحید است. یک منصب وموقعیّتی هست که این منصب و موقعیّت را هم به من میتوانند بدهند هم به یک شخص دیگر میتوانند بدهند ولو رفیق ما هم نیست. امّا بَیْنَنا و بَیْنَ الله میبینیم آن شخص لیاقتش بیشتر از ماست، ولی میگوییم به ما بدهند. این خلاف توحید است. پس ما یک همچنین آدمی هستیم! این جهل ما، این مرتبه ما در کثرت و این توحید و این آثار توحید. حالا ما چطوری به این برسیم؟ و از یک طرف میبینیم خداوند در وجود ما استعداد برای رفع این نقائص، رفع این جهالتها را قرار داده، توصیه کرده، پیغمبران را فرستاده، اولیاء را فرستاده، دستور داده است. اگر انسان مستعد نبود، پس این کارها را برای چه کرده است؟ این کارها را برای ما تدارک دیده است. پس معلوم است ما مستعدیم و الاّ [این کار] لغو و باطل خواهد بود.

