معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
14وقتی به عقلمان مراجعه میکنیم، میبینیم این توحید چه عالمی است! آخر مگر انسان دیوانه است که از این عالم و از خصوصیّات این عالم بدش بیاید؟ وارد یک عالمی میشویم در آن عالم دیگر نه منیّتی هست، نه مائی و شمایی هست ، همه سر یک سفره، همه یک کاسه، همه بهاء مطلق، کمال مطلق، جمال مطلق، علم مطلق، مگر کسی دیوانه باشد که بگوید نمیخواهم.
ولی آدم عاقل اگر فرض کنیم که یک مال بسیاری در اینجا هست ، بگوید من این مال را نمیخواهم، یک علم عجیبی در اینجا وجود دارد، بگوید نمیخواهم، کمال عجیبی در اینجاست، بگوید نمیخواهم؛ این دیوانه است! پس معلوم میشود فطرت ما، خود را به سمت توحید میکشاند. فطرت ماست که ما را به سمت عبودیّت، به سمت اطلاق، به سمت رفع حجاب، به سمت رفع انانیّت میکشاند. یعنی وقتی واقعاً ما فکر بکنیم در احوال خودمان، وقتی ببینیم یک زمانی میآید که در آن زمان- من باب مثال آن خصوصیّاتی که راجع به زمان حضرت بقیّةالله شنیدیم- تو و منی وجود ندارد. در آن زمان عدالت، عدالت مطلق است. در آن زمان، دیگر این مسائل ارتباطات و علقهها دیگر همه کنار میرود. در آن زمان، اگر درِ منزلتان را هم باز بگذارید و یک ماه از منزل خارج بشوید، تمام جواهرات دنیا را هم در آن منزل قرار بدهید، کسی اصلاً به آنجا نگاه نمیکند. در یک زمانی است که طبق روایاتی که داریم اگر فرض کنید که زیباترین زنها و دختران، سبدی از جواهر بر سرش هم بگذارند و از یک شهری به شهر دیگر بروند، اصلاً کسی به آنها نگاه نمیکند. واقعاً زمانی برسد که من باب مثال آسایش و آرامش و امنیّت و عدالت در یک موقعیّتی باشد که انسان تصوّرش را نمیکند. آیا واقعاً فطرت ما، ما را به یک همچین موقعیّتی تشویق نمیکند؟این چیست؟ این همان کاری است که حضرت در تحقیق توحید و در ایجاد توحید میخواهند انجام بدهند. تازه حالا اگر حضرت بتواند همهاش را صد در صد انجام بدهد. نه، مقداری از آن را میآورد و زمین را بهشت برین میکند. حالا انسان به یک مرحلهای برسد که در آن مرحله فقط تجلیّات ذاتی حضرت حقّ است و هیچگونه انانیّت و کثرتی در آنجا وجود ندارد. واقعاً اگر یک شخص عاقل باشد، آیا مینشیند دست روی دست میگذارد و همینطور نگاه میکند، یا اینکه به دنبال چاره میافتد که چهکار کند؟ چه عملی را انجام بدهد؟ برای رسیدن به آن به چه وسیلهای متشبّث و متمسّک بشود ؟ آن چیست؟ آن یاد خداست. آن چیزی که انسان را از کثرت میکَند و به وحدت می بَرَد، آن چیست؟ آن یاد خداست!

