اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

17٬330
عنوان بصری
ورد و ذکر

شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي موضوع كلّي: ضرورت نیاز به ذکر و ورد در مسیر سیروسلوک الی اللَه 1 آيا مي‌شود انسان به مرتبه‌اي برسد كه از ذكر و «وِرد» بي‌نياز باشد. 2 اهميّت جایگاه رفيق در فرمایش مهّم اميرالمؤمنين عليه السلام. 3 دنيا و شؤونات آن ناپايدار است. 4 داستان عجيب حضرت عيسي علي نبينا و آله و عليهم السلام و حواريون آن حضرت و پير زن و فرزندش . 5 جواب حكيمانۀ حضرت عیسی علیه السلام به جوانی که به سلطنت رسیده بود . 6 معرفي گنج واقعي توسط حضرت عيسي عليه السلام به حواريين خود. 7 دنيا از منظر اميرالمؤمنين عليه السلام. 8 جنگ و صلح و حكومت از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام و ابن عباس. 9 انسان عاقل هميشه در احتمالات طرف أرجح را انتخاب مي‌نمايد. 10 مباحثة عقلاني حضرت امام صادق عليه السلام با شخص دهري و تسليم شدن او. 11 برنامه‌هاي ائمّه معصومين عليهم السلام براي ما برنامه‌هاي عقلاني بوده و مي‌باشد. 12 نقل داستاني از مرحوم آية اللَه شيخ عباس قوچاني براي مرحوم علامه طهرانی قدس سرهما. 13 خطبۀ اميرالمؤمنين عليه السلام در تفسير آيه شريفۀ «رجال لا تلهيهم تجارةٌ ولا بيع عن ذكر اللَه» 14 آسمان و زمين از نظر رتبه و سعه در پائين‌ترين درجه قرار دارند. 15 ملكوت آسمانها و زمين تاب تجلّي پروردگار را ندارند ولي قلب بندۀ مؤمن مي‌تواند محلّ تجلي حضرت حق باشد. 16 روايت مهم و سرنوشت‌ساز حضرت صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم. 17 كلام نوراني اميرالمؤمنين عليه السلام در بي‌ارزشي دنيا. 18 عبارت رهبر فقيد انقلاب مرحوم آية اللَه خميني راجع به لزوم كناره‌گيري شخصي از منصب خود در صورت تشخيصِ وجود داشتن شخص أرجح. 19 ياد و ذكر حضرت حق ،قلب را از نابودي در عالم كثرت نجات مي‌دهد. 20 بايد به حقيقت پيغمبرصلی اللَه علیه وآله وسلم و آل او دل بست و نه ظاهر آنها.

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

توضیحات:

شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي موضوع كلّي: ضرورت نیاز به ذکر و ورد در مسیر سیروسلوک الی اللَه 1 آيا مي‌شود انسان به مرتبه‌اي برسد كه از ذكر و «وِرد» بي‌نياز باشد. 2 اهميّت جایگاه رفيق در فرمایش مهّم اميرالمؤمنين عليه السلام. 3 دنيا و شؤونات آن ناپايدار است. 4 داستان عجيب حضرت عيسي علي نبينا و آله و عليهم السلام و حواريون آن حضرت و پير زن و فرزندش . 5 جواب حكيمانۀ حضرت عیسی علیه السلام به جوانی که به سلطنت رسیده بود . 6 معرفي گنج واقعي توسط حضرت عيسي عليه السلام به حواريين خود. 7 دنيا از منظر اميرالمؤمنين عليه السلام. 8 جنگ و صلح و حكومت از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام و ابن عباس. 9 انسان عاقل هميشه در احتمالات طرف أرجح را انتخاب مي‌نمايد. 10 مباحثة عقلاني حضرت امام صادق عليه السلام با شخص دهري و تسليم شدن او. 11 برنامه‌هاي ائمّه معصومين عليهم السلام براي ما برنامه‌هاي عقلاني بوده و مي‌باشد. 12 نقل داستاني از مرحوم آية اللَه شيخ عباس قوچاني براي مرحوم علامه طهرانی قدس سرهما. 13 خطبۀ اميرالمؤمنين عليه السلام در تفسير آيه شريفۀ «رجال لا تلهيهم تجارةٌ ولا بيع عن ذكر اللَه» 14 آسمان و زمين از نظر رتبه و سعه در پائين‌ترين درجه قرار دارند. 15 ملكوت آسمانها و زمين تاب تجلّي پروردگار را ندارند ولي قلب بندۀ مؤمن مي‌تواند محلّ تجلي حضرت حق باشد. 16 روايت مهم و سرنوشت‌ساز حضرت صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم. 17 كلام نوراني اميرالمؤمنين عليه السلام در بي‌ارزشي دنيا. 18 عبارت رهبر فقيد انقلاب مرحوم آية اللَه خميني راجع به لزوم كناره‌گيري شخصي از منصب خود در صورت تشخيصِ وجود داشتن شخص أرجح. 19 ياد و ذكر حضرت حق ،قلب را از نابودي در عالم كثرت نجات مي‌دهد. 20 بايد به حقيقت پيغمبرصلی اللَه علیه وآله وسلم و آل او دل بست و نه ظاهر آنها.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

5
  • پسر به خدمت حضرت رسید و در خدمت آن حضرت بود تا اینكه حضرت عیسی از كیفیت معیشت و احوال او سؤال كردند و آثار عقل و استعداد برای ترقی و كمال را در او یافتند اما دیدند كه او از مسئله‌ای ناراحت است و قلب او را به خود مشغول كرده است، و لذا فرمودند: «من در تو آثار ناراحتی و كدورتی بزرگ می‌بینم؛ چرا ناراحتی؟ شاید كاری از دست من برآید و بتوانم مشكل تو را حل كنم!» او كه در ابتدا از بیان مشكل خود استنكاف می‌ورزید، گفت: «بله، من مشكل بزرگی دارم كه به‌هیچ‌وجه قابل حل نیست مگر آنكه خدا بخواهد!» حضرت فرمودند: «تو مشكلت را مطرح كن، شاید خداوند راه حلّ آن را به من الهام فرماید.» جوان گفت: «روزی از كنار قصر پادشاه می‌گذشتم كه چشمم به دختر پادشاه افتاد و به او دل باختم؛ و از آن موقع تاكنون هر روز محبت او در قلبم فزونی می‌یابد و گمان نمی‌كنم این درد جز به مرگ درمان شود.» حضرت فرمودند: «فردا نزد سلطان برو و از او دخترش را خواستگاری كن و هرچه گفت، قبول كن.»

  • جوان پذیرفت و به دربار پادشاه رفت و به دربانان گفت: «من با پادشاه كار دارم؛ به او بگویید كه من آمده‌ام تا دخترش را خواستگاری كنم.»

  • آنها نگاهی به او انداختند و خندیدند و با خود گفتند: برای تفنّن و خنده هم كه شده، بد نیست كه او را نزد سلطان ببریم و لذا این پیام را با حالت تمسخر به پادشاه رساندند. پادشاه او را طلبید و پرسید: «جوان، خواسته‌ات چیست؟»

  • گفت: «من برای خواستگاری دختر شما به اینجا آمده‌ام!»

  • پادشاه به‌عنوان استهزاء گفت: «بسیار خوب! ولی آیا می‌دانی كه ازدواج با دختر پادشاه آسان نیست و باید مهر سنگینی از لآلی و جواهر و یواقیت را فراهم كنی؟!» و برای سنگ‌های قیمتی، تعداد و خصوصیاتی معین كرد كه در خزانه هیچ پادشاهی وجود نداشت.

/