انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
19و لا الَّذی أساءَ و اجتَرَأ عَلَیکَ و لَم یُرضِکَ خَرَجَ عن سُلطانِکَ1؛
«آن کسی هم که بدی می کند و کار زشت و قبح انجام میدهد، و دلیری میکند و بر تو چیرگی میکند و تجرّی میکند و پا از دایرۀ عبودیّت بیرون میگذارد و تو را راضی نمیکند، از قدرت و سلطان تو خارج نیست (یعنی در تحت قدرت تو دارد این کارها را میکند). آخر اگر انسان میتوانست از قدرت پروردگار و حکومت او خارج شود و کار زشت کند، خُب خوشا به حالش! چون هر کاری میکند، در تحت حکومت و سلطان پروردگار نیست و خداوند نمیتواند در آن حیطهای که او مشغول معصیت است، نفوذ پیدا کند؛ ولی نه، هر جا انسان کار زشتی انجام دهد و تجرّی کند، همانجا عین مُلک پروردگار و عین قدرت پروردگار است.2
بنابراین، بندۀ مسکین اگر خوبی کند، نمیتواند به خودش ببندد، باز محتاج به عون و رحمت پروردگار است؛ چون استقلال وجودی ندارد تا اینکه رحمت از ناحیۀ خودش إفاضه بشود، بلکه از ناحیۀ خدا است که رحمت افاضه میشود، و در این وجود طلوع کرده تا اینکه به دست او کار خوبی انجام داده بشود. و اگر کسی کار بد کند، در عین اینکه دارد کار بد میکند، باز به حول و قوّۀ خودش متّکی نیست و در تحت حکومت پروردگار است.
یا ربّ! یا ربّ! یا ربّ! یا ربّ! یا ربّ!
حضرت فرمودند: «ای خدای من! ای خدای من! ای خدای من!...» (آنقدر گفتند تا دیگر نَفَس تمام شد).
انسان چند مرتبه در یک نفس میتواند بگوید یا ربّ؟ اینجا که میخواهد برسد، باید بگوید: یا ربّ! یا ربّ! یا ربّ! یا ربّ!
معنای «یا رب!»
«یا رب» یعنی تو هستی و بس! تو ربّ منی در احسان! تو ربّ منی، در عون! تو ربّ منی در رحمت! تو ربّ منی در وقتیکه من دارم تجرّی میکنم و إسائه میکنم! تو ربّ منی در وقتی که من دارم با تو مکر میکنم و خیال میکنم که میتوانم از امر تو جلو بیفتم ولی اینطور نیست! تو ربّ منی! ﴿وَٱللَهُ غَالِبٌ عَلَىٰٓ أَمۡرِهِۦ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾؛3 خدا کار خودش را میکند. تو ربّ منی و من معترفم، تو خدای منی، ربّی، ربّی، ربّی، ربّی... و تمام جهات من را تو متکفّلی و بس!
- خ ل: عَن قُدرتِکَ.
- جامع الأخبار، شعیری، ص ١٣٠:
«و رُوِی عن الحسین بنِ علی علیهما السّلام: أنّه جاءَ رجلٌ و قال: أنا رجلٌ عاصٍ، و لا أصبِرُ عَنِ المعصیةِ؛ فَعِظنی بِمَوعظةٍ!
قال علیه السّلام: ”اِفعَل خمسةَ أشیاءَ، و أذنِب ما شِئتَ! فأوّلُ ذلک: لا تأکُل رزقَ اللهِ، و أذنِب ما شئتَ! و الثّانی: أُخرُج من ولایةِ اللهِ، و أذنِب ما شئتَ! و الثّالثُ: اُطلُب مَوضِعًا لا یَراکَ اللهُ، و أذنِب ما شئتَ! و الرّابعُ: إذا جاءَ مَلِکُ الموتِ لِیَقبِضَ روحَکَ، فادفَعهُ عن نفسِکَ، و أذنِب ما شئتَ! و الخامسُ: إذا أدخَلَکَ مالِکٌ فی النّارِ، فلا تَدخُل فی النّارِ، و أذنِب ما شئتَ!“»
لمعات الحسین، ص ٢٤:
«روایت شده است که مردی به نزد حضرت حسین بن علی علیهما السّلام آمد و گفت: من مردی هستم اهل گناه، و توانایی شکیباییِ گذشت از معصیت را ندارم؛ پس شما مرا موعظهای بنمایید!
حضرت در پاسخ او فرمودند: ”پنج کار بجای بیاور، و سپس هر گناهی بخواهی بکن!
اوّل آنکه: از روزیِ خدا مخور، و هر گناهی بخواهی بکن! دوّم آنکه: از تحت قیّومیّت و ولایت خدا خارج شو، و هر گناهی بخواهی بکن! سوّم آنکه: برای گناه، جایی را بطلب که خدا در آن تو را نبیند، و هر گناهی بخواهی بکن! چهارم آنکه: چون مَلک الموت برای گرفتن جان تو آید، او را از خود دور گردان، و هر گناهی بخواهی بکن! پنجم آنکه: چون فرشتۀ پاسدار دوزخ بخواهد تو را در آتش بیفکند، تو در آتش داخل مشو، و هر گناهی بخواهی بکن!“» - سوره یوسف (١٢) آیه ٢١. ترجمه:
«و خداوند بر امرش غالب است؛ ولیکن اکثریّت مردم نمیدانند.» (محقّق)

