تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
16یعنی ای انسان! اگر عقلت را بهكار بیندازی میبینی كه تو موجودی برتر از جبرائیل هستی درحالیكه الآن خود را با آبنبات و اسباببازی مشغول كردهای!
باری، كسانی كه ذكر و یاد خدا را بهجای دنیا انتخاب كردهاند و مصداق فقره«وإنَّ لِلذِّكرِ لَأهلًا أخذوهُ مِنَ الدّنيا بَدَلًا، فَلَم تَشغَلهُم تِجارَةٌ و لا بَيعٌ عَنهُ» گشتهاند، «يهتِفون بِالزّواجِر عَن مَحارِمِ اللَه فِى أسماعِ الغافِلينَ؛1با صدای بلند این جنبه امری و باطنی را به اهل غفلت گوشزد میكنند و آنان را از محارم الهی برحذر میدارند و میگویند: ای بشر، ما هم موجوداتی مانند شما هستیم كه از كُرات دیگر به این دنیا نیامدهایم، ولی گوش شما كر و چشم شما كور شده است.»
اما آنها اطلاعاتی دارند و مسائلی را میفهمند كه ما نمیفهمیم و لذا آنقدر بر مغز ما میكوبند تا چشم باز كنیم؛ اما وقتی میرسد كه میگوییم: عجبا! آنها راست میگفتند؛ پنجاهسال از عمر ما گذشته و شاید ده سال دیگر بیشتر زنده نمانیم، درحالیكه مُدركات امروز ما با بیستسالگی هیچ تفاوتی نكرده است و چیزی بهدست نیاوردهایم؛ امروز هم همان غذای بیست سال پیش را میخوریم و زندگی ما هیچ تغییری نكرده است و بلكه فرسوده هم شدهایم.
آنها نیشتر میزنند و تحریك میكنند تا آن قوای باطنی و استعدادهای نهفتهای را كه تابهحال در وجود این افراد مخفی بوده است، به جریان بیفتد. فردی كه تابهحال فقط به زور بازو و قوا و جمال ظاهری میپرداخته تا بتواند در مقابل مردم علم و قدرت و جمال خود را بهتر جلوه دهد، میفهمد كه یك جمال و كمال باطنی هم وجود دارد كه تا كنون به آن توجهی نداشته است؛ علومی در او نهفته است كه آن علوم را نمیتواند در كتاب و دفتری پیدا كند.
بنابراین، ذكر بهمعنای یاد خدا و حركت بهسوی پروردگار و توجه به حقیقت ماورای عالم ماده و ظاهر است. برایناساس معنای دنیا عبارت است از: تخیلات و نظر استقلالی داشتن به این عالم و از آن حقیقت غافل بودن، نه صِرف ظواهر عالم ماده.
- نهج البلاغة (عبده) ج ٢، ص ٢١١.

