تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
20عربیزدایی در اسلامستیزی ریشه دارد
شما با زبان قرآن دشمنی دارید و میخواهید كمكم زبان دین را حذف كنید. اگر در تخاطب بین دو نفر، الفاظ عربی آن را حذف كنید، دیگر آن جملات ردّوبدلشده معنا نخواهد داشت.
مبارزه با كلمات عربی توسط دستهای پنهان
از نظر بنده تمام اینها از باب عقده و تكاثر است؛ و بدانید كه قطعاً دست پنهانی وجود دارد كه عالماً یا غیرعالماً این مسائل را تدبیر و اداره میكند و حتی مراكز دینی هم خواسته یا ناخواسته در این گود افتادهاند و چهارنعل میتازند. مگر عنوان «مركز تحقیقات علوم اسلامی» به این زیبایی و خوبی چه عیبی داشت كه آن را به «پژوهشكده دانشهای اسلامی» تغییر دادهاند؟! اینها جز رویآوردن به تكاثر، چیز دیگری نیست!1
بدبختی و بیچارگی اینجاست كه چند نفر جمع میشوند و با آن عقل و درایت و ذوق كذایی خود واژهای را جعل میكنند و به بقیه هم امر میكنند كه شما هم باید از ما اطاعت كنید و این واژهها را استعمال كنید! شاید بنده نخواهم از این كلمات استفاده نمایم و لغات بهتر دیگری در نظر داشته باشم؛ این چه قانونی است كه باید از لغات فلان آكادمی و فرهنگستان اطاعت كرد؟! این چه قانونی است كه باید بنده از جعلیات بیپایه شما پیروی كنم؟! آیا واقعاً این تحكّم درست است؟! بنده ابداً حاضر نیستم از تراوشات مغز سركار تبعیت كنم و شرم دارم كه این الفاظ را استعمال كنم.2
بیمعنا شدن آثار ادبی فارسی، با حذف كلمات عربی آن
اگر مولانایی كه اینقدر به ایشان افتخار میكنید بهجای لغات عربی از این تُرَّهات شما در شعرهایش بهكار میبرد، حداقل بنده دیگر كتاب مثنوی را باز نمیكردم! اگر كلمات عربی و استعارات و كنایات و تشبیهات را از كتاب مثنوی و دیوان حافظ حذف كنید، میبینید كه از این اشعار بلند كه باعث فخر و مباهات شماست و برای آنها كنگره تشكیل میدهید، دیگر چیزی باقی نمیماند.
- جهت اطلاع بيشتر پيرامون افضليت زبان عربى و اهميت و وجوب يادگيرى آن براى تمام مسلمانان، رجوع شود به نور ملكوت قرآن، ج ٤، ص ١٤٥- ١٨٩؛ سالك آگاه، ج ١، ص ١٢٥- ١٤٨.
- البتّه بزرگان و شعراى ما به زبان فارسى صحبت كردهاند و مقصود اين نيست كه بايد زبان فارسى بهطوركلّى كنار گذاشته شود.

