
تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي موضوع كلّي: حقیقت دنیا در کلام اولیاء الهی وتأثیر ذکر و ورد در تکامل سالک الهی 1 نقش ذكر و ورد در تكامل انسان و تفسير كلام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام. 2 بیان معنای دنيا در فرهنگ نهجالبلاغه و اولياء و بزرگان. 3 تفسير حديث: «الدنيا ملعون و ملعون مَن فيها» 4 هر موجودي داراي دو وجهة «خلقي» و «ربطي» ميباشد و اگر جنبۀ ربطي او را بگيرند ميشود «دنيا». 5 تمام عوالم وجود از در صورت عدم لحاظ جهت ربطي مشمول قانون عدم هستند. 6 تمام موجودات مُتدلّي و متّكي به حضرت حق هستند. نه مانند كارخانه ماشينسازي و نه مانند مادر و طفل. 7 قطع نمودن شیر مادر از طفل خود بزرگترين خيانت ميباشد. 8 بیان کیفیت ارتباط موجودات با حضرت حق. 9 چشم مردم به ظاهر دنیا است و از باطن آن خبر ندارند. 10 نقل خاطرهاي از علي اصغر حكمت وزير فرهنگ و معارف رضا شاه از تيمور تاش وزير دربار او 11 عالم أمر و خلق و معناي آن و كيفيت تعلّق اراده و مشيّت حضرت حق بر ایجاد يك شي 12 اشياء و موجودات خارجي أثرات و ظهورات ارادة پروردگار بوده ولي مردم به این مسئله توجه ندارند. 13 تفسير آيات «ذلك بانّ اللَه هو الحق» « سَنُريهِمْ آياتِنا ... حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » 14 معناي آيات آفاقي و أنفسي. 15 نامۀ حضرت رسول اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم به خسرو پرويز و بيادبي او نسبت به نامۀ حضرت. 16 داستان متوكّل عباسي مبنی بر تهیه بهترین شمشیر موجود برای او و كشته شدنش با همان شمشير. 17 تفسير دنيا عبارتست از جنبۀ ظاهري؛ و آخرت عبارتست از جنبۀ باطني. 18 بیان تفاوت میان اهل دنيا و اهل آخرت در اختلاف نیّات ایشان. 19 تفسير و تعريف منطقي از دنيا و آخرت. 20 صفات اهل الذّكر در بيان اميرالمؤمنين عليه السلام.
تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
5این ساعت كوكی بنده بهوسیله انرژی مكانیكی كه در فنر و چرخدندههایش وجود دارد حركت میكند؛ گرچه این انرژی یك واقعیت و حقیقت است ولی قابل نشان دادن نیست و فقط میتوان فنر و چرخدهندهها را نشان داد.
دیدگان ما نیز نمیتواند حقیقتی را كه تمام موجودات عالم را زیر پوشش خود قرار داده و ساپورت میكند، مشاهده نماید؛ زیرا آن حقیقت در پشت پرده نهفته و از چشمان ما مخفی گشته است. آنچه ما میبینیم زید است كه هنگام صبح لباس بر تن میكند و موهایش را شانه میزند و بهطرف خیابان بهراه میافتد، و چنین مینماید كه من راه میروم و قدرت و انرژی دارم؛ اما آیا میتواند این انرژی را تا شب نگه دارد و یا در هنگام برخورد با یك موتور بر روی زمین نیفتد و به بیمارستان منتقل نشود؟!
داستان اهانت تیمورتاش به ملای رومی
در زمان حكومت رضاشاه، شخص فاضلی بهنام «علیاصغر حكمت» وزیر فرهنگ و معارف، و «محمدعلی فروغی» رئیسالوزرا بود. وزیر دربار نیز فردی بهنام«تیمورتاش» از نواحی بجنورد بود كه حتی از محمدعلی فروغی نخستوزیر نیز اقتدار بیشتری داشت. جناب علیاصغر حكمت در خاطرات خود حكایتی را نقل میفرمایند و میگویند:
یك روز میخواستم برای عرض سلام و تبریك، خدمت اعلیحضرت برسم و در ضمن بهمناسبت چندصدمین سال تولد مولانا جلالالدّین محمد بلخی، برای برگزار كردن یادواره و سمینار اجازه بگیرم.
وقتی به دربار وارد شدم، هنوز رضاشاه نیامده بود و جناب تیمورتاش درحالیكه چوب تعلیمی خود را در دست گرفته بود، حركت میكرد و در فاصله یكمتری او فروغی كه اصلًا جرئت نزدیك شدن به او را نداشت راه میرفت. او در همان حالی كه جلوتر راه میرفت، به فروغی كه پشت سرش بود، میگفت: «ما دستور دادیم فلانكار و فلانكار را انجام دهید؛ چه اقداماتی انجام دادید؟» و بعد میایستاد. فروغی هم در یكمتری او میایستاد و گزارش میداد و میگفت: «بله قربان! ما چنینوچنان كردیم!»1 دوباره او حركت میكرد و محمدعلیخان فروغی هم با یكمتر فاصله حریم را حفظ میكرد.2
- اينهمه دنگوفنگ در موردِ وزير دربار رضاخان بود! واقعاً بايد به خدا پناه برد كه چقدر غفلت، بشر را فرا مىگيرد.
- بااينكه فروغى داراى درجات و موقعيتهاى ممتاز مادى و رئيس فراماسونرى در ايران بود، اما در مقابل تيمورتاش اينقدر ذليل و بيچاره بوده است!
