تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
14همچنین اگر وسیلهای را برای رسیدگی به امور زندگی خود و رفیقتان تهیه كنید و هدف شما از این عمل تحصیل رضای خدا و جنبه امری باشد، این آخرت است و رحمانی؛ ولی اگر همین وسیله را برای فخرفروشی بر اقرانتان تهیه كنید، این دنیاست و ملعون.
بنابراین، نفس آن وسیله ملعون نیست، بلكه اهداف و نیتهای پشت این قضیه، ملعون هستند. ماشین عبارت است از لاستیك و آهن و چرم و چراغ و غیره كه آنها را با هم جمع كردهاند تا به این شكل خاص درآمده است؛ این وسیله نهتنها ملعون نیست بلكه اگر خود پیغمبر و امام زمان هم بودند، بر آن سوار میشدند!
مرحوم قاضی: «اختراعات و اكتشافات اخیره، برای اهل عرفان است!»
سابقاً همه خیابانهای نجف خاكی بود؛ به مرحوم قاضی گفتند: «آقا میخواهند این خیابانها را آسفالت كنند و از این صورت خاكی درآورند؛ میگویند وسایلی آمده است كه افراد را سریعاً جابهجا میكند.» ایشان فرمودند: «هرچه از این كارها بكنند، كار ما راحتتر میشود.»1
یعنی ما این وسایل را برای دنیا نمیخواهیم و با این وسایل در جهت آخرت زودتر به كار خود میرسیم. اگر انسان بهجای الاغ سوار ماشین شود، راه دهساعته را در عرض یكربع طی میكند و زودتر به كارش میرسد؛ گرچه عدهای هم از این وسایل بهعنوان فخر و مباهات و وصول به حطام دنیا استفاده كنند. اگر انسان برای زیارت حضرت علیبنموسی الرّضا بهجای اینكه با كجاوه سفر كند و سهماه در راه باشد و گرفتار راهزن و قتل و غارت شود، با طیاره در عرض یكساعت به مشهد مشرّف شود و آن سهماه را به زیارت بگذراند، امری بسیار پسندیده و راحت است. این امور از دنیا محسوب نمیشود؛ دنیا فخر فروختن به دیگران و نظر استقلالی داشتن است.
ذكر یعنی توجه به جنبه ربطی موجودات
بنابراین مقصود امیرالمؤمنین علیهالسّلام از اینكه میفرماید: «و إنَّ لِلذِّكرِ لَأهلًا أخذوهُ مِنَ الدّنيا بَدَلًا» این است كه در این عالم ماده عدهای هستند كه یاد خدا و آن جنبه باطنی را بهجای جنبه ظاهر پذیرفتهاند. اهل ذكر از همان نان و برنجی كهاهل دنیا میخورند، استفاده میكنند، ولی اهل دنیا نان و برنج را برای شهوت و ترفّع و چشموهمچشمی میخورند، اما اهل ذكر و آخرت از این اطعمه بهمنظور سدّ جوع و تقویت بنیه در جهت عبودیت و تقرب الیاللَه استفاده میكنند.
- مطلع انوار، ج ٢، ص ٧٣:
« و ايضاً مىفرمودند:
اين اختراعات و اكتشافات اخيره براى اهل عرفان است؛ زيرا آناناند كه گل سرسبد جهان خلقت مىباشند؛ بقيه مردم و بالأخص سازندگان آنها [كه] در حكم بهائم و هَمَجٌ رَعاع هستند، اين اختراعات را در امور شهويّه و دنيّه و فانيّه صرف مىكنند و از عالم حيات و هستى حقيقى متمتع نمىگردند؛ اما اولياء خدا از آنها در راه وصول به كمال حدّاكثر استفاده را مىنمايند.
تمام رنج و زحمت فلان مخترع براى يك ساعت راحت يافتن و خلوت يك مرد الهى با خداى خويشتن است؛ ما از اين اختراعات (از قبيل سيّاره و كشتى بخار و طيّاره و امثالها) در راه و روش و در هدف خود بهترين استفاده را مىنماييم.»
- مطلع انوار، ج ٢، ص ٧٣:

