حقیقت دنیا
11اگر اینگونه در فكر ما فرو برود كه این حكومت وسیله و بهانه است، آنوقت ببینید چه بهشت برینی خواهد شد! بنابراین اینكه میگوییم: احساس كردیم كه غیر از ما كسی در كره زمین بهدرد فلان وزارت نمیخورد، و تكلیف شرعی عینی تعیینی نه تخییری و كفایی پیدا كردیم كه آن پست را قبول كنیم، همه شوخی است.
خداوند میفرماید: (إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ)؛1 یعنی اگر میخواهی این مردم را گول بزنی، بزن، اما ملائكهای را كه بر شانه چپ و راست تو هستند دیگر نمیتوانی گول بزنی!
در بیان حقیقت نامه اعمال و كیفیت مشاهده آن توسط انسان
اینطور نیست كه وقتی آن دو ملك پرونده انسان را میآورند، شخصی بگوید به ما دروغ بستهاند و آنها هم بگویند الآن به دادگاه میرویم تا قاضی براساس شواهد و مدارك قضاوت كند؛ بلكه پرونده را میآورند و هرچه فرد بگوید: «این مَلَك با من حسابی داشته و بیجهت برایم تهمت و غیبت و كلاهبرداری نوشته است» فایدهای ندارد. آن موقعیتی را كه او در منزلش در روز جمعه، ساعت یازدهونیم دروغی گفته و یا به عیالش تهمتی زده و او در آنجا مظلوم واقع شده و نتوانسته از خودش دفاع كند، آن صحنه را میآورند و به انسان نشان میدهند.
البته اینكه عرض شد آن صحنه را به انسان نشان میدهند، به این معنا نیست كه فیلمی را نشان بدهند و آن فرد هم بگوید این فیلم را از قسمتهای مختلف بریدهاند و مونتاژ كردهاند و من این محكمه را قبول ندارم؛ فیلم نشان نمیدهند، بلكه وجود شخص را در آن صحنه به او نشان میدهند.
اینكه شما الآن در اینجا نشستهاید و این چراغها و رفقا و بنده را میبینید، واقعیتی است كه با چشم و گوش و تمام وجود خود آن را لمس میكنید؛ این واقعیتِ حضور، فیلم و نوار نیست.
الان ساعت دوازده و سیزده دقیقه و چند ثانیه است2 و ما حضور خود را در این مجلس احساس میكنیم؛ اگر در مراجعت، عیالتان بگوید: «شما اشتباه میكنی كه میگویی" در آن مجلس بودهام" و فیلم نشانت دادهاند»، میگویید: «این چه حرفی است؟! من در وجود خود این حضور را احساس میكنم و وجود خودم را كه دیگر نمیتوانم انكار كنم!» و برایناساس برای او تكتك افرادی را كه در آنجا بودهاند، نام میبرید.
- سوره ق (٥٠) آيه ١٧. معادشناسى، ج ١، ص ٨٧:
« در آن هنگامى كه دو فرشته بزرگوار ما كه ازطرف راست و چپ نشسته و بر اعمال خير و شرّ او اطلاع دارند، هر فعلى كه از نيك و بد انجام دهد تلقّى نموده و بگيرند و ضبط كنند.» - الآن وقت نماز است و بايد صحبت را تمام كنيم. ما اعتراف مىكنيم كه پيغمبر نيستيم، اما نبايد در بيان مسئله خيانت كنيم؛ لذا براى اينكه اهميت نماز اول وقت را بدانيم، اين روايت را در اينجا نقل مىكنيم:
روزى پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم براى مردم صحبت مىكردند كه وقت نماز ظهر رسيد. حضرت صحبت خود را قطع كردند و از منبر پايين آمدند و بعد دوباره به صحبت ادامه دادند.
- سوره ق (٥٠) آيه ١٧. معادشناسى، ج ١، ص ٨٧:

