حقیقت دنیا
14خداوند میفرماید: (فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ).1 وقتیكه اجلِ انسان بیاید، تأخیر و تقدیم ندارد و دیگر یك ثانیه هم مهلت نمیدهند؛ این مسئله برای كافر، مسلمان، شیعه، سالك و حتی پیغمبر هیچ تفاوتی ندارد.2
عزرائیل به آن پرونده نگاه میكند و میگوید: اگر خدا به من روزی یك مشتری بدهد یا روزی صد میلیون، برای من به یك مقدار كار دارد؛ آنقدر زیردست و فرمانبُردار دارم كه اگر این صد میلیون بهتعداد تمام افراد كره زمین هم افزایش پیدا كند، هیچ زحمتی برایم نخواهد داشت.
جمع كلمات امیرالمؤمنین علیهالسّلام نسبت به دنیا
از آنچه گذشت جمع بین كلمات امیرالمؤمنین علیهالسّلام كه ازطرفی در موارد بسیاری مردم را از دنیا و فرورفتن در آن نهی میكند، و ازطرف دیگر میفرماید: ای مردم، این عمر را غنیمت بشمارید و آن را به بطالت نگذرانید و از آن توشه بگیرید كه اگر ثانیهایاز آن بر شما بگذرد دیگر برنمیگردد! از یك روز دنیا میتوانید سعادت خود را بهدست بیاورید و از یك لحظه آن میتوانید درختی در بهشت برای خودتان بكارید3 برای انسان كاملًا قابلقبول خواهد شد؛ مراد از نهی از دنیا، نظره استقلالی نداشتن و عدم اعتنا و اعتبار به دنیاست؛ و مراد از امر به توشه گرفتن از دنیا، نظره آلی داشتن است.
ما باید قدر این نعمت كه الآن زنده هستیم را بدانیم و كار امروز خود را به فردا نیفكنیم كه اگر امروز از این دنیا برویم، دیگر رجوعی نیست و نمیتوانیم كاری كنیم. اگر امروز كار خود را انجام دادیم، آنطرف هم خدا بزرگ است؛ اما اگر امروز به وظیفه خود عمل نكردیم، برای ما مطالب دیگری پیش گرفته میشود و ضرر خواهیم كرد.
كلام مرحوم علّامه طهرانی در تكامل برزخی یكی از دوستانشان
شخصی از دوستان بسیارخوب مرحوم آقا بعد از انقلاب برای كمك به مردم از یكی از كشورهای خارجی به ایران آمده بود.4 ایشان حدود چهلسال سن داشت، و شاید از وقتیكه به مرحوم آقا رسید پنج ماه بیشتر نگذشته بود كه روزی قبل از نماز صبح از خواب بیدار میشود و به عیالش میگوید: «من احساس ناراحتی میكنم.» به بیمارستان میروند و پزشك كشیك ایشان را روی صندلی مینشاند تا دستگاه فشار بیاورد؛ همینكه برمیگردد، میبیند كه او به رحمت خدا رفته است! خود ما در تشییعش بودیم؛ مرحوم آقا خیلی برایش طلب رحمت و مغفرت كردند و فرمودند: عجب سبكبال بود! آمد وصل شد و بقیه كارهایش را هم در آن دنیا انجام میدهد.
- سوره اعراف (٧) آيه ٣٤. معادشناسى، ج ١، ص ٥٣:
« چون زمان آنها برسد و اجل آنان را دريابد، نمىتوانند آن اجل و مدت را به عقب ببرند يا به جلو بياورند و بالنّتيجه يا خود زودتر از اجل بميرند يا پس از اجل مرگ را دريابند.» - البته تبصرههايى وجود دارد كه آن تبصرهها نيز همه جزء همان اجل هستند؛ مثلًا اينكه بعضى افراد به معصومين عليهم السّلام متوسل مىشوند و مورد شفاعت آنها قرار مىگيرند و عمرشان زياد مىشود.
افراد جاهل وقتى قانونى وضع مىكنند، متوجه اشتباه خود مىشوند و تبصره درست مىكنند؛ اما در اينجا تبصره جزء قانون است، نه جداى از قانون. وقتى خداوند قانون اجل ما را تعيين مىكرده است، تبصره آن را نيز با خود قانون زده است. منبابمثال جناب زيد در چهل وپنج سالو شش ماهگى از دنيا مىرود و بهواسطه شفاعت و دعايى دوباره برمىگردد و سه سال ديگر زندگى مىكند و بعد از دنيا مىرود؛ همه اينها از اول در پروندهاى نوشته شده و آماده، كنار گذاشته شده است. - مرحوم والد مىفرمودند:
مرحوم حاج هادى ابهرى مريض بود، و ما براى معالجه و درمانش خيلى كوشيديم. به يكى از رفقاى ما گفته بود:« من مىميرم و اين سيّد محمدحسين هم مىداند كه من مىميرم؛ اما اين فعاليتها را مىكند كه من يك كلمه لا إله الّا الله بيشتر بگويم.»*
(*) معادشناسى، ج ١، ص ١٣٤. - ظاهراً اين قضيه در همان ايامى بود كه مرحوم والد كسالت چشم داشتند.
- سوره اعراف (٧) آيه ٣٤. معادشناسى، ج ١، ص ٥٣:

