حقیقت دنیا
2أعوذُ باللَه منَ الشّيطانِ الرّجيم
بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحيم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمينَ و الصّلوةُ و السّلامُ على أشرفِ المرسلينَ
وخاتمِ النّبيّينَ أبى القاسمِ محمّدٍ و على آلِهِ الطّيّبينَ الطّاهرينَ
واللعنةُ على أعدائِهم أجمعين
گذشت كه امام صادق علیهالسّلام در مواجهه با عنوان بصری فرمودند:
«من در هر شبانهروز به اذكارى مشغولم و اين رفتوآمد تو مرا از ذكر و وردم بازمىدارد؛ پس مرا از ذكر و وردم مشغول مكن، و پيش مالكبنانس برو!»
تفسیر روایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام پیرامون اهل ذكر
سخن به اینجا رسید كه امیرالمؤمنین علیهالسّلام در عبارتی از نهجالبلاغه، راجعبه خصوصیت ذكر فرمودند:
وإنَّ لِلذِّكرِ لَأهلًا أخذوهُ مِنَ الدّنيا بَدَلًا، فَلَم تَشغَلهُم تِجارَةٌ و لا بَيعٌ عَنهُ.1
«خداوند عدهای را موفق كرده كه به ذكر او مشغول باشند، و بهجای دنیا و هوای آن، ذكر او را برای خود بپسندند و اختیار كنند.»
شكی نیست كه لازمه بودن در دنیا اشتغال به امور دنیوی و دادوستد و ارتباط با مردم است؛ اما امیرالمؤمنین میفرمایند: یاد خدا بهنحوی در وجود آنها رسوخ كرده كه این اشتغالات آنها را بازنمیدارد و رادع نمیشود.
چگونگی عمل به اوصاف ذاكرین، در زندگی اجتماعی
حال این اوصافی كه امیرالمؤمنین درباره ذاكرین و متذكّرین میفرمایند، چگونه در موقعیت اجتماعی انسان پیاده میشود؟
نظر استقلالی به حیات دنیا، موجب خسران ابدی
حقیقت مسئله و اصل مطلب در نظر استقلالی و نظر آلی داشتنِ انسان به مسائل دنیوی است. انسان باید به آنچه در اطرافش میگذرد، نظر آلی و واسطهگری در جهت رسیدن به مطلوب داشته باشد؛ نظر استقلالی داشتن و این امور را اصل و همهچیز دانستن، موجب انحطاط فرد در دنیا، انغمار در شهوات و ابتعاد از حق شده و خسران و محرومیت از نعمات الهیه را در پی خواهد داشت.
اگر ما مسائلی را كه در طول بیستوچهار ساعت با آن سروكار داریم، بهعنوان وسیله و سكویی برای صعود به مقصود بدانیم، نگرش و بینش ما نسبت به مسائل دنیوی تغییر پیدا میكند و بسیار دقیق و حساس میشود.
- نهج البلاغة (عبده) ج ٢، ص ٢١١.

