حقیقت دنیا
4وقتی ابوبكر متوجه شد چه حرفی زده است، گفت: «این كلام انسانهای زندیق و بیدین است؛ از نزد من دور شو و الّا تو را میكشم!»
عالم یهودی با تعجب تمام درحالیكه اسلام را مسخره میكرد، از آنجا بازگشت و با امیرالمؤمنین علیهالسّلام مواجه شد.
حضرت به او رو آوردند و فرمودند: «اى مرد يهودى سؤال تو را و جوابى كه به تو داده شد، دانستم؛ وليكن ما مىگوييم:
إنَّ اللَه عَزَّ و جَلَّ، أيَّنَ الأينَ؛ فَلا أينَ لَهُ. وَ جَلَّ أن يحوِيهُ مكانٌ؛ و هوَ فى كلِّ مكانٍ بِغَيرِ مُماسَّةٍ و لا مُجاوَرَةٍ. يحيطُ عِلمًا بِما فيها؛ و لا يخلو شَىءٌ مِنها مِن تَدبيرِهِ.
" حقّاً و تحقیقاً خدای عزّوجل، مكان و ظرف را برای موجودات آفرید؛ پس نمیتواند خودش دارای ظرف و مكان باشد. و خداوند بزرگتر و اجلّ است از آنكه مكانی بتواند او را دربر گیرد؛ و او در هر مكانی است بدون آنكه با آن مكان تماس داشته باشد و یا در مجاورت آن قرار گیرد. علم خداوند احاطه دارد به تمام موجوداتی كه در مكانها قرار دارند؛ و هیچیك از آن موجودات از تدبیر و اراده خداوند خالی نیستند."»
آنگاه امیر مؤمنان به آن مرد گفتند: «من تو را اينك آگاه مىكنم به آنچه در بعضى از كتابهاى شما وارد شده است، و آن بر آنچه را كه من براى تو گفتم، گواه است؛ اگر بدانى و بفهمى آيا ايمان مىآورى؟» یهودی گفت: «آری!»
امیرالمؤمنین علیهالسّلام گفتند: «آيا شما در بعضى از كتب خود اينطور نيافتهايد كه: موسىبنعمران على نبيّنا و آله و عليهالسّلام روزى نشسته بود كه ناگاه فرشتهاى از جانب مشرق آمد، و حضرت موسى به او گفت:" از كجا آمدهاى؟!" گفت:" از نزد خداوند عزّوجل!" و پس از آن فرشتهاى از جانب مغرب آمد و حضرت موسى به او گفت:" از كجا آمدهاى؟!" گفت:" از نزد خداوند عزّوجل!" و سپس فرشتهاى آمد و گفت:" من از آسمان هفتم، از نزد خداوند عزّوجل آمدهام"؛ و پس از آن نيز فرشته ديگرى آمد و گفت:" من از هفتمين درجه زيرينِ زمين، از نزد خداوند تعالى آمدهام!" دراينحال موسى على نبيّنا و آله و عليهالسّلام گفت:" سبحانَ مَن لا يخلو مِنهُ مكانٌ و لا يكونُ إلى مَكانٍ أقربُ مِن مَكانٍ؛ پاك و منزه است آن كه مكانى از او خالى نيست و نسبت به مكانى، نزديكتر از مكان ديگر نيست."»

